• امروز : شنبه, ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵
0
آمار دبی ایستگاه هیدرومتری اهواز دوره آماری 130 ساله

خشکسالی؛ متهم قدیمی جنگ‌ها، شورش‌ها و فروپاشی‌ها در ایران

  • کد خبر : 2935
  • 13 خرداد 1405 - 15:07
خشکسالی؛ متهم قدیمی جنگ‌ها، شورش‌ها و فروپاشی‌ها در ایران

خشکسالی به‌عنوان یکی از عوامل اثرگذار بر تحولات اجتماعی و سیاسی ایران، در طول تاریخ بارها زمینه‌ساز تنش‌های محلی، قحطی، ناآرامی و بی‌ثباتی شده است. با این حال محدودیت آمارهای درازمدت، تحلیل دقیق را دشوار کرده است. در این گزارش تحلیلی از آمار هیدرومتری ۱۳۰ ساله اهواز استفاده شده است؛ آماری که امکان مقایسه دوره‌های کم‌آبی و پرآبی را در بازه‌ای بلندتر فراهم کرده است. این گزارش با استناد به روایت‌های تاریخی، از هم‌زمانی برخی دوره‌های خشکسالی طولانی با بحران‌های سیاسی خبر می‌دهد و می‌گوید خشکسالی‌های ممتد در آغاز برخی قرون، در نهایت با رخدادهایی چون سقوط اشکانیان (۲۲۴ میلادی)، ساسانیان (۶۳۶ میلادی)، صفویه (۱۷۲۳ میلادی) و قاجار (۱۹۲۵ میلادی) همراه بوده است. همچنین خشکسالی معاصر که از سال ۱۳۷۸ آغاز شده، به خشک‌شدن تالاب‌هایی مانند ارومیه، گاوخونی، پریشان و هورالعظیم انجامیده و فشار بر منابع آب کشور را افزایش داده است.

   خشکسالی همیشه عامل مهمی در تعاملات اجتماعی بوده است. بسیاری از بحرانها، جنگها و شورشها بدون شک به خشکسالی و عواقب ناشی از آن برمی گردد و در اقلیم خشک و کم باران ایران این امر بیشتر نمود دارد. خشکسالی سده هاست که عامل موثری بر مناسبات اجتماعی و سیاسی بوده است.

   در قدیم و پیش از ساخت سدها، تصفیه خانه ها و احداث آب لوله کشی و سازه های کنترل کننده جریان آب، در دسترس بودن آب به عنوان عامل حیات و زندگی با محدویت ها و سختی های بسیاری زیادی توام بود و در این راه باید به رودخانه، چاه و چشمه به صورت مستقیم اتصال یافت و در این میان ظرفیت و ذخیره لحظه ای  این منابع نقش مهمی در تامین نیازهای جوامع داشت.

بسیاری از جنگ ها و درگیری ها بر سر دسترسی به آب رخ داده است. نخستین تمدنها نیز کنار رودخانه ها و در جلگه های پست شکل گرفته است.

    پدیدار شدن خشکسالی، عدم وجود نزولات جوی مناسب و در نتیچه کم جان شدن این منابع سبب بروز تنشهای بعدی می گردید. درگیر شدن استفاده کنندگان بر سر  آن منجر به وقوع درگیریهای محلی و حتی در مقیاس بزرگتر می شد. همچنین عدم توانایی دولت و بازار در تامین  نیازهای غذایی به دلیل خشکسالی منجر به وقوع نارضایتی، شورش و حتی جنگ داخلی و انقلاب می گردید

   تاریخ ایران مملو از چنین رخدادهایی است همه می  دانیم که داریوش کبیر دعا کرد که ایران زمین از سه بلای بزرگ، دشمن، دروغ و خشکسالی دور بماند و البته این مشکلات هنوز و پس از 25 سده باز اصلی ترین مشکلات این ملک هستند.

 در اینکه ما دارای سیکل های طولانی و چندساله خشکسالی و سپس ترسالی–نسبت به اقلیم کشور- می باشیم، دیگر شکی نیست. در این زمینه پژوهشگران  تقریبا متفق القول هستند. اما فقدان آمار های درازمدت کار صحت و اثبات این امر را دچار سختی می کند. در خوزستان سرزمین رودخانه های سرازیرشده به پایین دست زاگرس ما دارای حداکثر امار هفتاد ساله برای برخی ایستگاهها هستیم. برای بررسی کامل و دقیق این موضوع به چند سده داده نیاز هست که لااقل برای نسل ما دور از دسترس است و ما نیز نمی توانیم چند صد سال صبر کنیم تا دارای یک آمار کامل شویم.

 البته می توان از اخبار و روایات تاریخی به برخی نتایج رسید. از بررسی منابع تاریخی به این نتیجه رسیدیم که معمولا در اوایل هر قرن میلادی ما شاهد شروع یک دوره طولانی مدت خشکسالی 20 تا 30 ساله هستیم. امری که در پایان دوره خشکسالی بر اثر مشکلات ناشی از آن، سبب ساز سقوط اشکانیان در سال 224 میلادی، ساسانیان در سال 636 میلادی، صفویه در سال 1723 و قاجار در 1925 میلادی گردید.

   خشکسالی فعلی که در فلات ایران در سال 1378 برابر با 2000 میلادی شروع شد و  تاکنون  کم و بیش و با شدت و ضعف ادامه داشته است، اثرات بسیار بدی مانند خشکیدن تالاب های ایران مانند ارومیه، گاوخونی، پریشان و هورالعظیم داشته است. جالب اینجاست که در این تحقیق آشکار می شود، که خشکسالی قرن گذشته نیز دقیقا از سال 1899 برابر با 1277 شمسی آغاز شد و در به نوعی و چنانکه توضیح داده می شود، منجر به انقلاب مشروطه در سال 1906 یا 1285 خورشیدی، جنگهای داخلی در پی آن، قحطی بزرگ 1298 تا 1298 و در نهایت علیرغم پایان خشکسالی در سال 1299 منجر به سقوط قاجاریه در سال 1304 شمسی شد.

  سالهای پی در پی خشکی، عدم بارش موثر و متعاقب آن رشد شدید جمعیت و مصرف باعث شد، تا رودخانه ها ،چشمه ها و تالابهای خشکیده، توان تامین بارگذاری های روز افزون را نداشته و از شکل منابع آب دائم و پایدار خارج شوند.

    برای بررسی بهتر موضوع ما به قرن گذشته دوره قاجار می رویم و البته حوادث و رویدادهای هیدرولوژیک را با سده بعد نیز مقایسه می کنیم  ما دقیقا به صد سال پیش از شروع خشکسالی فعلی می رویم. ما به سال 1272 برابر با 1894 میلادی ابتدای قرن بیستم برمی گردیم و قصه خود را از انجا شروع می کنیم.

    برای کنترل و بررسی اتفاقات هر دوره باید به منابع تاریخی رجوع کرد و همچنین جهت بررسی اوضاع خشک و پرباران بودن هر دوره باید به داده های هیدرولوژیک و طول آمار برگشت. نمودار و جدوال داده ها و آمار ثبت شده در مقایسه با یکدیگر با ما از وضع هر دوره سخن می گویند.

      در سازمان آب و برق خوزستان قدیمی ترین داده های موجود از سال 1329 خورشیدی (1950 میلادی) می باشد. در این زمان ایستگاههای اهواز، سد تنظیمی دزفول، شطیط شوشتر وارد مدار شدند و از سال 1331  ایستگاههای بهبهان، حمیدیه، گتوند و از سال 34-1333 ایستگاههای تله زنگ، پای پل، تنگ پنج و سپیددشت به عنوان نخستین ایستگاههای ثبت دبی  به شبکه وارد شدند

لذا برای تحقیق درباره رخدادهای ابتدای قرن بیستم ما در مجموعه سازمان آب وبرق خوزستان فاقد اطلاعات لازم هستیم. اما همیشه و در دل تاریکی، نور و کورسویی از دور مشخص است.

    در سال1267  خورشیدی  برابر یا 1888 میلادی توسط ناصر الدین شاه به برادران لینچ انگلیسی داده شد. اهواز نوین پس از اعطای مجوز کشتیرانی توسط ناصرالدین شاه در قسمت جنوبی کارون رونق دوباره یافت. زیرا وجود کمره سنگی در محل کنونی پل هفتم مانع از ادامه مسیر کشتی‌ها به قسمت‌های بالا دست کارون می‌شد و کشتی‌ها ناچار بودند بار خود را در این سوی صخره تخلیه کنند و سپس به کشتی‌هایی که در آن سوی صخره بودند منتقل کنند. بندرگاه عامری یا اهواز قدیم این چنین شکل گرفت. همچنین در این سال یعنی 1267 خورشیدی برابر با 1306 هجری قمری سیلی سنگین در خوزستان رخ داد. اهواز به زیر آب رفت. بطوریکه بستر رودخانه تغییر کرد و رودخانه به بستر فعلی درآمد.

   اداره انگلیسی موجود در منطقه از 21 بهمن 1272 (10 فوریه 1894)، اقدام به اندازه گیری اشل و تبدیل آن به دبی و ثبت آن در یک بانک اطلاعاتی کرد و این کار را سالها ادامه داد. بخش اعظم این داده ها، اینک در اختیار ما است و با ما از گذشته سخن می گوید و گره گشای بسیاری از اسرار و وضعیت منابع آبی آن سالها می گردد. بازه زمانی که در بقیه نقاط کشور، اطلاعات مشابهی وجود ندارد. این تنها داده های موجود از آن دوره می باشد.

      گویا در نخستین روز اندازه گیری در  21 بهمن 1272 خورشیدی یک روز سیلابی بوده است زیرا دبی آن 1690 متر مکعب بر ثانیه بود و روز بعد به 2940 متر مکعب بر ثانیه رسید. چه روز رویایی بوده است. به نظر سالهای پرآبی بوده است. آمار این را نشان می دهد و البته هیچ گزارشی هم از کمبود و قحطی در این سالها در کشور وجود نداشته است.گویا پس از خشکسالی وقحطی بین سالهای 1249 تا 1251 این فرایند به پایان رسیده و دهه پنجاه و شصت آن سده بارانهای خوبی آمده است و دیگر گزارشی از قحطی نداشتیم.گزارش سیلابهای بهار 1263 خورشیدی و زمستان 1267 وجود دارد.

در این روزها، اندازه گیران اشل مشغول به کار شدند. البته اشل یک واژه فرانسوی است (Echelle) که معادل انگلیسی آن (scale) به معنی درجه، مقیاس و حتی پله می باشد.به هر صورت مطابق بسیاری از واژگان به اصطلاح فرنگی یا فرانسوی این لغات از زبانهای اروپایی به صورت فرانسوی وارد زبان فارسی شده است. هرچند در سالهای اخیر این روند به سوی انگلیسی شدن پیش رفته است.

  هر آینه آنها آماربرداری را سالها ادامه دادند و این اطلاعات اکنون در اختیار ما است و چون نوری در دل ظلمت گذشته های دور با ما سخن می گوید.

       در این میان وقوع مشکلات، بحرانهای پی در پی و همچنین مفقود شدن برخی داده ها در آن سالها گاهی  باعت شده است، چندین سال یا چندین ماه  داده  ثبت نشود و در اختیار نداشته باشیم. از آن جمله می توان به شیوع وبا از 11 مه 1902 تا 31 دسامبر  1904 میلادی برابر با 20 اردیبهشت 1281 تا 10 دی 1283)  آغاز مبارزات انقلاب علیه استبداد صغیر و  جنگ داخلی از 1 ژانویه 1907 تا7 فوریه 1909 (10 دی 1285 تا 18 بهمن 1287 )و 7 مه تا 4 نوامبر 1909 (17 اردیبهشت 1288 تا 13 آبان 1288) خشکسالی و قحطی سال 1294 و 1295(1915 تا 1917 میلادی) اشاره نمود.

دوران جنگهای داخلی مشروطه خواهان با محمدعلیشاه (استبداد صغیر)

    اما خلا های آماری تنها به این موارد منتهی نمی شود. به وضع شگفت انگیزی کل آمار سال 1916 میلادی مفقود شده است. (11 دی 1294 تا 10 دی 1295) که البته اوج دوران خشکسالی بوده است.

    همچنین ما اطلاعات سالهای 1931تا 1933 (پنج شنبه 11 دی 1309 تا یکشنبه 10 دی 1312) را نیز به طور اسرار آمیزی در اختیار نداریم. در آن سالها اوضاع و شرایط کشور عادی بوده است و نبود برگه های این سالها احتمالا به دلیل مفقود شدن می باشد. باید از چه کسی پیگیر باشیم؟

      در سال 1335 با تشکیل بنگاه مستقل آبیاری در اهواز که بعدها به دفتر بررسی های منابع آب تغییر نام داد منحنی دبی- اشل جدیدی استفاده شده است، که داده های آن هم اکنون در بانک داده های ایستگاه  هیدومتری اهواز موجود است. اضافه کردن این داده ها تاریخی به بانک کنونی اثبات می کند، که قدیمی ترین ایستگاه هیدورمتری ایران، ایستگاه اهواز می باشد. داده های اضافه شده از این جهت برای مهندسین آب مفید است، که داده هایی است که در زمان قبل از ساختن سدها یا انتقال آب در حوضه آبریز کارون به ثبت رسیده است و روند طبیعی جریان رودخانه کارون بزرگ در مقطع اهواز را به خوبی نشان می دهد. اولین پروژه انتقال آب از کارون به فلات مرکزی تونل کوهرنگ 1 است که در سال 1332 شمسی به بهره برداری رسیده است. این درحالی است که 60 سال پیش از آن آمار برداری دبی در ایستگاه آبسنجی اهواز آغاز شده است.

    در حفظ و نگهداری این داده های بسیار ارزشمند که تنها منبع اطلاعاتی بررسی رژیم رودخانه در گذشته دور می باشد، بزرگانی مانند مرحوم مهندس حسین بزرگمهری، پیشکسوت ارجمند جناب مهندس بهزاد نمازی و مهندس محمد حلواساز در ادوار مختلف مشارکت داشته اند و با تلاش و دست به دست کردن این برگه های با ارزش از گذشته تاکنون، ما صاحب این طول آمار بسیار با ارزش شده ایم.

    سرانجام این اطلاعات در سال 1399 خورشیدی توسط دکتر امین عیدی پور و دکتر علی معتمدی با صرف وقت بسیار و به صورت دستی وارد بانک اطلاعاتی سازمان آب وبرق خوزستان گردید.

    اینک ما این اطلاعات را در اختیار داریم و برای تحلیل و بررسی رژیم رودخانه ها و همچنین روند تغییرات آب و هوایی از ان استفاده می کنیم.

   در آن دوران سدی در کار نبوده است و همچنین مصرف چندانی نیز وجود نداشته و البته در صحت جداول دبی اشل می توان تا حدی تامل کرد،که متاسفانه دیگر کسانی که این آمار تولید کردند؛ در دسترس نیستند. به هر صورت ما آمار را با همین شرایط می پذیریم. شایان ذکر است پیشکسوت دانشمند جناب مهندس اکبر شکرالهی در صحت و دقت این آمار تشکیک دارند و این عدم تایید تا حد زیادی منطقی است. اما اینکه از ورای گذشته دور، ارقامی هرچند غیردقیق با ما سخن بگویند و خود را این هرچند غیر دقیق اما سربلند و سرافراز به ما برسانند، امری است قابل ستایش وانگهی در دنیای حاضر نیز بسیاری داده ها و اطلاعات دقیق و کامل نیست و لذا ما این چنین به پیشواز این اعداد می رویم و برای مقایسه و تحلیل با احتیاط مهندسی به آنها استدلال و تکیه خواهیم زد.

      مطابق ارزیابی و بررسی های آمار موجود در ابتدای دهه هفتاد قرن سیزدهم شمسی (1200-1300خورشیدی) روند دبی و رواناب ورودی به ایستگاه اهواز در شرایط مناسبی بوده است.

      جهت بررسی و مقایسه باید عرض کنم اکنون و در سال 1405 ما در ابتدای قرن پانزدهم شمسی هستیم. لذا سالهای میان 1300 تا 1400 که ما بخش اعظم زندگیمان را در آن گذراندیم، قرن چهاردهم و سالهای میان 1200 تا 1300 خورشیدی، نیز قرن سیزدهم نامیده می شود.همانطور که سالهای میان سال 1 تا 100 خورشیدی قرن نخست نامیده می شود و همچنین مورد ملموس تر سالهای میان 1900 تا 2000 میلادی نیز قرن بیستم می گویند.

    همچنین برای مقایسه نیز، هر قرون میلادی نیز از 11 دی سال 78 هر قرن شمسی شروع می شود.مثلا سال 1900 شروع قرن بیستم با11 دی 1278 خورشیدی و سال 2000 میلادی آغاز قرن بیست و یکم از 11 دی 1378 مصادف شده است. لذا سالهای پایانی قرون خورشیدی با سالهای ابتدایی قرون میلادی متقارن شده است.همه ما کمابیش با داستان  تفاوتهای تقویم های ملی و بین الملی آشنا هستیم.لازم به ذکر است پیش از انقلاب مشروطه و تشکیل مجلس شورای بحث بر سر رسمی کردن تقویم مناسب و فصلی برای کشور شروع شد و این امر از سال 1288 خورشیدی تا 11 فروردین سال 1304 به طول کشید، تا سرانجام تقویم شمسی کنونی تصویب و مبنای کار گردید . لذا همانطور که مورخین می بینند بسیاری از وقایع دوره قاجار به تقویم قمری ثبت شده است و این تقویم به دلیل متغیر بودنش در فصول سال، مشکلات بسیاری را برای امور مالی به وجود می آورد و نیاز بود تقویم به خورشیدی برگردد.از دوره مشروطه به بعد رویدادها وتواریخ شمسی ذکر شده است. اما ما در این مطلب ما تلاش داریم، وقایع را جهت مقایسه و برآورد بهتر به تقویم خورشیدی و میلادی که هر دو  ثابت و فصلی ارائه کنیم.

    با این مقدمه به مقایسه روند آورد رودخانه ها در  سالهای پایانی  قرن سیزدهم و چهاردهم و ابتدای سده بیستم و  بیست و یکم می پردازیم.

   از آنجایی که آمار دبی ایستگاه  اهواز، تنها آمار و مرجع بررسی روند تغییرات هیدرولوژیک در سالهای پایانی قرن نوزدهم و ابتدای قرن بیستم میلادی یا به عبارتی ربع قرن پایانی سده سیزدهم خورشیدی است، ما باید این داده ها را با دقت بررسی کرده و با فرضیاتی آنها به اتفاقات رخ داده شده در ان زمان پیوند بزنیم.

    قطعا آمار ایستگاه اهواز نمایانگر شرایط کل وضعیت آبی کشور نیست. اما با توجه به اینکه در آن زمان اهواز محل ورود طبیعی تمام رواناب کوههای زاگرس و حوضه دز و کارون در استانهای کهکیلویه و بویراحمد، چهارمحال و بختیاری، لرستان و خوزستان فعلی و بخشهایی از استانهای فارس و اصفهان بود، می توان از روند تغییرات آن به شرایط موجود در این نواحی و حوضه های مجاور مانند کرخه در غرب، زاینده رود در مرکز و حوضه های جنوبی کشور پی برد. در واقع ایستگاه اهواز به نوعی نمایانگر وضعیت آبی جنوب، غرب و تا حدی نواحی مرکزی کشور می باشد. البته شرایط هر منطقه کشور با بقیه نقاط کشور متفاوت است و قطعا این امکان وچود ندارد که روند بارش و وراناب اهواز را به آذربایجان و خراسان نسبت بدهیم. ولی به جهت نبود امار مشابه برای ان مناطق، فرض بر این امر برقرار است که روند خشکسالی یا ترسالی در اهواز تا حدی در بقیه نقاط کشور با شدت و ضعف رخ داده باشد.

    برای این مطالعه دبی سالانه ایستگاه اهواز از ابتدای سال آبی 1272-1273 تا سال آبی 1299-1300 را نیز استخراج و با دبی سالانه مشابه یک قرن بعد مقایسه می کنیم.

   نتایج اختلاف بسیاری بین دبی اهواز ربع قرن پایانی قرن پیشین با ربع قرن پایانی قرن بعد دارد. تشکیک ها به آمار بیشتر می شود.

    اختلافات بسیار است آیا واقعا آورد رودخانه ها اینقدر تفاوت کرده است. دو فرضیه  قوت می گیرد، یا تغییرات آب و هوایی آنقدر بوده است، که سبب شده است تا رودخانه بسیار کم جان تر شود، یا اینکه آمار تهیه شده توسط انگلیسیها بالاتر از حد معمول می باشد و فرض شک کردن به صحت آمار واقعیت دارد.

  اما یک موضوع دیگر نیز وجود دارد. از آنجایی که در سالهای اخیر، روند دبی در ایستگاه اهواز دیگر طبیعی نیست و عواملی مانند سدها، برداشتهای آب در پایین دست و انتقال آب در بالادست نیز به روند رودخانه ها اضافه شده است، باید تلاش شود، تا دبی اهواز به صورت طبیعی بازسازی شود.آمار دبی فعلی اهواز بیانگر دبی و آورد طبیعی و واقعی رودخانه نیست. دبی آبی که به اهواز می رسد، آن چیزی نیست که از کوهساران به دشت سرازیر می شود. لذا باید تلاش کرد تا شرایط طبیعی شبیه سازی شده و این امار آب فرض نبود مصارف و برداشتها، بازسازی شود.

    برای بازسازی این آمار به صورت سالانه، خروجی سد دز، دبی ایستگاه هیدورمتری گتوند، آورد ایستگاه دشت بزرگ، شاوور، دوکوهه بالارود و دهنو باقر کهنک را با یکدیگر جمع کردیم، تا دبی و آورد سالانه اهواز به صورت طبیعی بازسازی شود.این امر به صورت آورد سالانه میسر گردید. البته قطعا در شرایط سیلابی روانابهای محدود دیگری نیز وارد رودخانه می شود که به دلیل نبود ایستگاه از آن صرفنظر می گردد.

   در غیر این صورت استفاده از آمار واقعی دبی اهواز به دلیل برداشتهای بالادست، انتقال آب و همچنین مصارف پایین دست سدها، به هیچ وجه نمایانگر رژیم واقعی رودخانه نیست. .ما اینک آمار طبیعی بازسازی شده را در کنار داده های واقعی ایستگاه اهواز می گذاریم نتیجه تغییرات بسیاری در دبی و آورد دبی اهواز می باشد.

   اکنون مشاهده می شود، تا دبی اهواز تغییرات اساسی می شود و با فرض نبود مصارف و برداشت و انتقال آب، دبی سالانه اهواز افزایش قابل توجهی نشان می دهد. یعنی با فرض نبود سدها و تغییرات بر اساس فعالیتهای انسانی یک قرن گذشته، می بینیم دبی و آورد سالانه اهواز  تغییرات قابل توجهی نشان می دهد.

     حالا آمار بازسازی شده را در کنار داده های قرن قبلی برای مقایسه رژیم رودخانه قرار می دهیم، تا بتوانیم رژیم رودخانه را در سده با هم مقایسه کنیم.

     اینجا به خوبی مشخص است؛ که داده های قرن کنونی در مقایسه با داده های قرن پیش قابل مقایسه است.

   اینک ما کمابیش به این نتیجه می رسیم؛ که آماری که انگلیسیها در بیش از یک قرن پیش از ایستگاه اهواز برداشته اند، دارای دقت نسبتا خوبی می باشد و می تواند علیرغم شک و تردیدها نسبت به آن، از این داده ها استفاده کرد.

    در این مرحله روند تغییرات دبی اهواز را از ابتدا بررسی می کنیم و سعی می کنیم این مقایسه داده را به کل کشور تعمیم دهیم ،هرچند احتمالا این کار دقت بالایی ندارد ولی می تواند به دلیل نبود هیچ آمار دیگری از ان تا حدی بهره برد.

   چنان که می دانیم در کل کشور از سال آبی  1377-1378 برابر با با 1999-2000 میلادی به بعد دچار خشکسالی دوره ای طولانی شدیم . این در حالی بود که سالهای نیمه نخست دهه هفتاد قرن، نسبتا پرآب بودند و کل آمار آن زمان این نشان می دهد ولی روند بارش از سال 1378 دچار کاهش محسوسی گردید.

   البته همانطور که دبی اهواز نشان می دهد، در نیمه نخست دهه هشتاد به دلیل وقوع سیلابهای سنگین مانند سیلهای دی 1381،اردیبهشت 1382، اسفند 1383 و بهمن 1384 شاهد افزایش دبی و آورد در مقطع اهواز بودیم .ولی در سایر نقاط کشور این سیلابها در ابعاد کمتری رخ داد و البته از سال 1386 به بعد در خوزستان نیز خشکسالی شروع شد.این روند تا سال آبی98-1397 کمابیش ادامه یافت.

لذا نتیجه می گیریم که از سال 1378 برابر با 1999-2000 میلادی ما دچار یک دوره خشکسالی طولانی شدیم.که عوارض ان خشک شدن دریاچه ارومیه، تالابهای فلات مرکزی و بحرانهای بسیار آبی و اجتماعی بوده است.

   اکنون مانند این مقایسه را برای دوره مشابه در قرن گذشته انجام می دهیم.

  در این دوره نیز مشاهده می شود، که سالهای نیمه نخست دهه هفتاد آن قرن نیز سالهای پرآب و مرطوبی بوده است.همچنین گزارشات تاریخی نشان می دهد که در دهه قبل یعنی دهه شصت قرن یادشده نیز وضعیت منابع آبی کشور مناسب بوده است و همانطور که گفته شد سیلابهای موثری داشتیم. چنانچه انگلیسی ها تلاش کردند تا کشت و فروش توتون و تنباکوی کشور را تحت کنترل خود در بیاورند. قرارداد تالبوت در 29 اسفند 1368 توسط دولت ایران امضا شد و همانطور که می دانیم در اثر مخالفت مردمی ،مراجع تقلید ودرابر روسیه لغو شد.لذا روند سالهای نسبتا خوب پرآب در ان دهه نیز وجود داشته است. چنین می شود نتیجه گرفت وضع کشت و کار خوب بوده است که انگلیسیها مایل به سرمایه گذاری و تسلط بر این بازار بودند.

البته قدیمی ترهای آن دوره به خوبی قحطی سالهای 1249 و 1250 خورشیدی را به خاطر داشتند و اکنون دوباره سایه کمبود و گرسنگی بر سر مردم برقرار می شد. سالهای نسبتا خوب و پرآب دهه 50 ،60 و نیمه نخست دهه 70 قرن سیزدهم که نیمه دوم سلطنت 50 ساله ناصرالدینشاه بود،سوپرالنینو سال 1256 خورشیدی که باعث شده بود تا ایران آن زمان غرق در باران گردد و سالهای پرآبی دهه پنجاه، شصت و نیمه نخست دهه هفتاد رخ دهد،جای خود را به کم آبی در نیمه دوم دهه هفتاد می داد. جالب است که دقیقا یک قرن بعد نیز همین سناریو تکرار شد و پس ار برف سنگین بهمن 1350 تا سال 1378، دوران پرآبی در کشور برقرار بودو بعد خشکسالی آمد

     اما از سال 78-1277 به بعد برابر با 1898-1899 میلادی شاهد یک کاهش در آورد در ایستگاه اهواز می باشیم و دبی در چهار سال پی در پی به زیر 700 متر  مکعب بر ثانیه کاهش یافته است. چنین به نظر می رسد که این امر در کل کشور نیز با شدت و ضعف رخ داده است. نخستین گزارش خشکسالی در این دوره در کشور در سال 1277 در ابتدای دوره سلطنت مظفرالدین شاه گزارش شده است و چهار سال پی در پی ادامه یافت که با کاهش دبی در اهواز کاملا مطابقت دارد.

     مطابق آمار دبی متوسط اهواز در سالهای آبی 73-1272 تا 77-1376 در حدود 1128 متر مکعب بر ثانیه بود . اما در چهار سال خشکسالی 78-1277 تا 81-1280 به 562 متر مکعب بر ثانیه کاهش یافت که زیر نصف سالهای پرآب بوده است. همچنین در بازه طولانی تا سال آبی 99-1298 و پایان نسبی دوره طولانی خشکسالی که دبی 715 متر مکعب بر ثانیه را نشان می دهد، باز از کاهش شدید نشان می دهد.

رنگ زرد سالهای خشکسالی

سالهای آبی رنگ (پرآب) 1272-1276، سالهای قرمز رنگ (خشک) 1277-1281، سالهای میانی 1281-1288

در این دوران دولت ناچار به واردات گندم از روسیه شد و اما اثرات این چهار سال خشکسالی بعدها خود را به صورتی دیگر نشان داد.

     البته  بر اساس گزارشهای تاریخی در بهمن 1281 ما شاهد سیلاب در خوزستان بودیم و گزارشهای های تاریخی نیز از یک سال خوب پس از چهار سال خشکسالی در سال 1320 هجری قمری برابر با 1281 خورشیدی حکایت دارد. البته ما از 19 اردیبهشت 1281، در ایستگاه اهواز آمار نداریم .نکته جالب این است که اگر سال آبی 82-1281 را سال پرآبی بدانیم .در مقابل دقیقا یک سده بعد در سال آبی 82-1381 ، نیز ما شاهد چندین سیل و آورد قابل ملاحظه پس از چهار سال خشکسالی در این سده  بودیم.شباهت ها حیرت آور است.

   اما این یک سال خوب آورد در دوره قاجار به دلیل بی نظمی، عدم برنامه ریزی و سوء مدیریت به نوعی هدر رفت.و البته این روند خشکسالی چهار ساله سبب شد، تا گروههاو باندهای مافیایی احتکار محصولات شکل گرفته و قیمت محصولات کشاورزی تا ده برابر افزایش پیدا کرد.مطابق روال همیشگی سوء استفاده کنندگان که کار و کسب خوبی یافته بودند، تمایل به تداوم این روند برای سوداندوزی بودند.آنها مایل نبوند تا روند سودجویی آنها از قحطی و کمبود اقلام خوراکی مردم به دلیل وجود یک سال با بارش خوب متوقف شود.لذا تلاش شد، تا روند کمبود غلات و نیازهای مردم ادامه یابد.محصولات خوب سال آبی 82-1281 به جای بازار راه انبارهای محتکرین را در پیش گرفتند .در این راه دولت هم تا حدی همراه بود.

    احمد کسروی در کتاب تاریخ مشروطه می نویسد من در این دوران به خاطر دارم علیرغم وجود بارش خوب،اما شرایط کمبود غلات و صف های طولانی همچنان ادامه داشت.

    باران خوبی داشتیم و کشاورزان محصول خوبی داشتند پس چرا نان در نانوایی ها نیست. چرا اوضاع به سال 1275 برنمی گردد؟

اما عوامل دیگری نیز بر تداوم وضعیت گرسنگی و گرانی در ادامه این سالها نقش داشت.    با آغاز دوره مظفرالدینشاه در سال 1275، گروهی که با او به دربار راه یافته بودند،در پی رسیدن به املاک و  مزارع جدید بودند. آنها بزودی صاحب زمین ها و روستاهای سلطنتی شدند. و این افراد بر بستر جو روانی خشکسالی چهار سال قبل، دست به احتکار محصولات در سالهای نسبتا خوب زدند . قحطی باید ادامه می یافت تا جیب سودجویان و رانتخواران پر شود. مشهد و تبریز  شاهد ناآرامیهای در این میان بودند. در سال 1282 پسر نایب التولیه آستان قدس رضوی در شورش مردم گرسنه کشته شد. وسوسه احتکار گندم و ایجاد قحطی مصنوعی به جان ملاکین و دولتیها افتاده بود. عین الدوله صدراعظم در برابر این روند اقدامی نکرد.شاید با منفعت طلبان همسو بود.

   چنین به نظر می رسد که سالهای ابتدای دهه هشتاد قرن سیزدهم (دوره مظفرالدین شاه) سال های نرمال بارش بودند هر چند که ما از دبی اهواز در سالهای آبی 1281-82 و 1282-83 اطلاعاتی نداریم. اما همانطور که روایات تاریخی می گوید، در بهمن 1281 سیل خوبی در خوزستان داشتیم و اوضاع آبی کشور مطابق گزارشات پس از چند سال خوب بود. همچنین دبی اهواز در سالهای آبی 84-1283 و85-1284 بین 900 تا 1000 متر مکعب بر ثانیه بوده است، که نشان از سالهای نرمالی بوده است. برای مقایسه باید خاطرنشان کرد که سالهای آبی 84-1383 و85-1384در قرن بعد یعنی دوره کنونی نیز سالهای نرمالی بودند و آمار به شدت شباهت دارند. دو سیل سهمگین اسفند 1383 و بهمن  1384 را که هر دو منجر به شکست فرازبند سد در حال ساخت کارون چهار شد، اغلب به خاطر داریم.

  اما روند فساد و احتکار گندم و غلات و گرانی خوارو بار که حاصل  شرایط روانی خشکسالی سالهای قبل و  سپس قدرت گیری باندهای احتکار و عدم برخورد دولت و دستگاه داوری در کشور با ایشان بود؛ ادامه یافت.

اکنون در سالهای نسبتا نرمال نیمه نخست دهه هشتاد قرن سیزدهم با قحطی مصنوعی  توسط محتکرین مواجه بودیم. اوضاع چنان سخت شده بود، که دولت سرانجام تصمیم گرفت، با عوامل احتکار برخورد کند. بیم شورش و ناآرامی های بیشتر می رفت. باید احتکار به پایان می رسید. اقدام عجولانه حاکم تهران در به فلک بستن جمعی از بازرگانان تهران در 21  آذر 1284 به دلیل گرانفروشی شکر نتیجه عکس داد. گویا برای زهرچشم گرفتن به کاهدان زده بودند از این روز  روند حوادث تشدید شد. انقلاب در کشور شکل گرفت. جمعی در سفارت انگلستان بست نشستند. یکی از خواسته های مهم مردم تاسیس عدالتخانه بود، که مجازات های شتابزده صورت نگیرد و عدالت واقعی اجرا شده و احتکار کنندگان واقعی شناسایی و مجازات گردند.

   بدین ترتیب انقلاب مشروطه –که البته عوامل بسیار دیگری نیز داشت- در مرداد 1285 نتیجه داد و مظفرالدین شاه با خواسته های معترضین موافقت کرد که تاسیس مجلس، تدوین قانون اساسی و تشکیل نظامات قضایی از آن جمله بود.

    درباره عوامل شکل گیری کتاب و نوشته های بسیاری منتشر شده است. خواص این دوره نلاشهای بسیاری برای تغییر اوضاع داشتند. از روشنفکران غربگرا و فرنگ رفته تا مصلحان اجتماعی، روحانیون و نخبگان آن دوره می دانستند در به روی پاشنه دوره ناصری نباید بچرخد و ملک را چاره ای دیگر باید. اما در حقیقت، امری که باعث می شود،عوام دنباله روی نخبگان و خواص گردند، همانا مشکلات معیشتی است که عوام پس از روبرو شدن با ان در جستجوی چاره، گوش به سخنان خواص داده و پشت سر ایشان روبروی حکومت می ایستند و گرنه در غیاب این مشکلات که خشکسالی در طول تاریخ محرک بزرگی برای آن بوده است، جمعیت دنباله روی مصلحان و نخبگان کاهش قابل ملاحظه ای خواهد یافت. لذا اینگونه بود که مردم خسته از رانت خوری، گرسنگی، گرانی مواد غذایی و بی عدالتی در پی چاره حل مشکلات کشور دل به سخنان مشروطه طلبان دادند.

   می توان کمبود، بی بارانی قحطی سالهای 1276 تا 1280 و سپس تداوم کمبود توسط محتکرین در سالهای 1282 تا 1284 را از مهمترین عوامل و محرکین این پروسه دانست. همانطور که می دانیم انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 میلادی از یک شورش نان شروع شد. روشنفکران و فرهیختگان جامعه همیشه برای پیشبرد اهداف خود نیاز به عوام و مردم عادی دارند و مردم عادی اغلب با محرک های اقتصادی به خیابان می آیند.

  اما اثرات خشکسالی و کاهش آورد، در کل کشور که از ابتدای قرن بیستم میلادی شروع شد و آمار دبی اهواز هم این را نشان می دهد را می توان یکی از دلایل قحطی، کمبودها و در نهایت مشکلات غله و شکر دانست، که سرانجام به انقلاب مشروطه در سال 1285 خورشیدی (1906 میلادی) انجامید.

     اغلب ما داستان انقلاب مشروطه و حوادث پس از آن را تا حدی می دانیم. اما اینجا ما تلاش داریم، این رویدادها را با توجه به شرایط خشکسالی و آبی و در نتیجه اثرات اقتصادی و اجتماعی آن بررسی کنیم.

      متاسفانه به دلیل حوادث پس از مشروطه و جنگهای داخلی اطلاعات دبی اهواز در سالهای آبی 86-1285 و87-1286 در اختیار نداریم. شاید نیز برگه های آن مفقود شده است.

  از آن سمت پس از سرکوب اولیه مشروطه توسط محمدعلیشاه در 2 تیر 1287، کشور وارد جنگ داخلی شد. اکنون علاوه بر مشکلات خشکسالی، احتکار و جنگ داخلی نیز اضافه شد. یک سال بعد در 25 تیر 1288 شورشیان آذربایجانی، بختیاری و گیلانی فاتحانه وارد تهران شدند و محمدعلیشاه سرنگون شد. اما بزودی اختلافات داخلی و مداخلات خارجی مانند ورود روسها به تبریز و مشهد در سال 1290 شرایط را پیچیده تر کرد.

    برای بررسی شرایط آبی و نزولات جوی کشور ما دوباره به امار ایستگاه اهواز مراجعه می کنیم. سال آبی 88-1287 سال آبی پرآبی بود. ولی در این زمان کشور درگیر منازعات بوده است. از سال آبی 89-1288 به بعد بار دیگر ما وارد سالهای زیر نرمال شدیم. اگر دبی متوسط طبیعی ایستگاه اهواز را با احتساب سیلابها در حدود 800 متر مکعب بر ثانیه بدانیم،در این سالها اغلب ما دبی زیر نرمال و متمایل به خشکسالی داشتیم و جالب این است که یک سده بعد نیز از سال87-1386 وارد خشکسالی شدیم. در این سالها یا یک سال نزدیک به نرمال یا اندکی بالای نرمال بوده است. اما در این دوره بخش اصلی را سالهای زیر نرمال و خشکسالی شدید تشکیل می داد. این روند یک دهه طول کشید و با تلفیق شرایط عمومی، دولت ضعیف، جنگهای داخلی و هجوم دشمن های خارجی در اثر جنگ جهانی اول، منجر به فاجعه گردید. ما به سوی بزرگترین فاجعه چند قرن گذشته داریم می رسیم. با ما همراه باشید.

پایان بخش نخست

لینک کوتاه : https://rooydadeab.ir/?p=2935
  • نویسنده : بابک شهنی دارابی | امین عیدی پور
  • 2 دیدگاه

برچسب ها

ثبت دیدگاه

  1. سلام. کار با ارزشی ارائه شده است. احسنت و خدا قوت. با مختصر سازی مطالب و کمی ویراستاری مجدد کیفت کار بهتر نیز خواهد شد. نتیجه گیری نیاز به بازنگری دارد چون کا انجام شده توسط شما عزیزان گسترده بوده و نیاز به خروجی ملموس تری وجود دارد. مجدا مرحبا