همانطور که می دانیم، نیروگاههای برقابی (Énergie hydraulique فرانسوی Hydropower انگلیسی) 13 درصد ظرفیت تولید برق کشور را دارند و این نیروگاهها با انعطاف پذیری بالایی که دارند، امکان شرکت سریع در پروسه تولید و همچنین خروج سریع از مدار را بر خلاف نیروگاههای حرارتی و اتمی دارند و البته عمده ظرفیت این نیروگاهها بر بزرگترین رودخانه های کشور قرار دارند، که این رودخانه ها در خوزستان قرار دارند، لذا 90 درصد این نیروگاهها در محدوده قلمرو خوزستان واقع هستند.


سازمان آب وبرق خوزستان به دلیل وجود این نیروگاهها مانند دز و سپس کارون(شهید عباسپور) شرایطی متفاوت با دیگر استانها داشت . نیروگاه برق آبی شرایط متفاوتی دارد و در کنار این نیروگاهها،نیروگاههای سوخت فسیلی رامین و زرگان، نیز در منطقه حضور داشتند.


آب وبرق بر خلاف سایر مناطق کشور در خوزستان کاملا در هم تنیده بودند. بخش عمده برق استان از آب به دست می امد در حالیکه در سایر بخشها یا چنین چیزی نبود یا برق تولیدی از نیروگاه برقابی سهم اندکی داشت.
از ابتدای دهه هشتاد، در وزارت نیرو تلاش شد، تا سازمان آب وبرق خوزستان تفکیک شود و شرایطی مشابه دیگر استانها که آب منطقه ای و برق منطقه ای داشته باشد.لذا شرکت برق منطقه ای خوزستان تشکیل شد و نیروگاههای رامین و زرگان به آن شرکت واگذار شد. اما نیروگاههای برقابی دز و شهید عباسپور در کنترل سازمان آب وبرق باقی ماندند.

نیروگاه دز

نیروگاه شهیدعباسپور
در آن زمان سدهای جره، مارون،گتوند علیا،کارون سه،کرخه و جریانی مسجدسلیمان(گدارلندر)، در قلمرو خوزستان در حال ساخت بود .به جز سدهای جره و مارون که توسط سازمان آب وبرق خوزستان در حال ساخت بود .سایر سدها توسط شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران ساخته می شد و در ابتدای دهه هشتاد، هنوز ما فقط دو نیروگاه در حال بهره برداری داشتیم یعنی نیروگاه دز با 8 واحد 65 مگاواتی مجموعا 520 مگاوات که قدیمی ترین نیروگاه بود و همچنین 4 واحد 250 مگاواتی نیروگاه شهیدعباسپور در مجموع 1000 مگاوات که البته ظرفیت واقعی هر واحد این نیروگاه در عمل 220 مگاوات بود، که 880 مگاوات می شد.
اما انقلابی بزرگ در زمینه نیروگاههای برقابی در حال انجام بود .سدهای مارون، مسجدسلیمان و کرخه آماده شده بودند و نیروگاههای آن بزودی وارد مدار می شد. ساختمان کارون سه نیز با قدرت در حال اتمام بود.
سرانجام سد کرخه در اردیبهشت 1380 رسما افتتاح شد. ولی عملیات تکمیلی ادامه داشت .

اردیبهشت 1380 افتتاح رسمی سد کرخه


سد کرخه 18 آذر1383
و سد مسجدسلیمان


افتتاح رسمی نیروگاه مسجدسلیمان(گدارلندر) اردیبهشت1383
سد کارون سه نیز مراحل پایانی ساخت را طی می کرد و اما سدهای کارون چهار وگتوند علیا نیز پس از انحراف آب، در شرایط آغازین ساخت خود بود.پروژه های مذکور، توسط شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران ساخته شد.
اما در این بین سازمان آب وبرق خوزستان نیز به عنوان بزرگترین بهره بردار منابع آب و انرژی برقابی کشور، خود از سالها پیش دست به کار شده بود و چند پروژه بزرگ در دست ساخت داشت.مارون و نیروگاه دوم شهید عباسپور از آن جمله بودند.
سد مارون نیز در تیر ماه سال 1376 آبگیری اولیه شده بود .



و باید تعمیرات و اصلاحاتی بر آن انجام می شد، تا به طور کامل آبگیری شود و همچنین نیروگاهش راه اندازی شود.
و البته چهار واحد دوم نیروگاه دوم شهید عباسپور با تلاش پرسنل سازمان آب و برق خوزستان در حال ساخت بود. سازمان آب وبرق خوزستان شانه به شانه شرکت آب ونیرو به پیش می رفت و چیزی کم نداشت. ضمن اینکه سازمان آب وبرق خوزستان تجربه بالایی در زمینه بهره برداری از منابع آب سدها و نیروگاهها داشت، که مشابه آن در کشور نبود.
نیروگاه شهید عباسپور نیز که بر رودخانه کارون قرار دارد نیز دارای چهار واحد بود که توسط شرکت ساسر فرانسه، بین 25 تیر تا 30 مهر 1356 وارد شبکه شده بود و سالها بود که در شبکه برق فعالیت می کرد.

اتاق فرمان نیروگاه اول شهید عباسپور(کارون یک) سال 1356
اما کار ساخت چهار واحد دیگر این نیروگاه آغاز شده بود و پس از هفت سال کار خستگی ناپذیر، واحدهای چهارگانه نیروگاه دوم شهید عباسپور در سال 1382 آماده می شد.


و در 12 بهمن 1382 آخرین واحد این نیروگاه وارد شبکه شد و نیروگاه شهید عباسپور نیز دارای هشت واحد می شد.اینک نیروگاه شهید عباسپور به طور اسمی، 8 واحد 250 مگاواتی بود.
و طی یک مراسم در 4 خرداد 1383 به طور رسمی افتتاح شد.



مراسمی برگزار شد.

و تقدیرنامه رسمی دولت وقت را نیز به دست آورد.

حالا نیروگاه عباسپور دارای هشت واحد شده بود.

اتاق فرمان نیروگاه شهید عباسپور(کارون یک) بهمن ماه سال 1384

اتاق فرمان نیروگاه شهید عباسپور(کارون یک) سال 1403
البته در ان دوره فعالیتهای سازمان معطوف به تنها نیروگاه و سد نبود.دوره پرکاری بود.

در آن زمان مدیران سازمان با فشار و رایزنی گسترده توانستند، ماهیت برقی سازمان را علیرغم از دست دادن نیروگاههای حرارتی حفظ کنند و با قدرت سدهای دز و عباسپور را حفظ کرده و مقرر شد تا سایر سدهای ساخته شده توسط شرکت توسعه منابع آب و نیرو نیز پس از پایان فرآیند ساخت، جهت بهره برداری به سازمان آب وبرق خوزستان تحویل داده شود، که دارای پرسنل مجرب و با سابقه ای در این مورد بود، بشود و در آن زمان البته نفرات جوانی نیز به مجموعه وارد شده بودند، که اینک در میانه دهه نخست قرن جدید، تبدیل به کارکنانی با سابقه شده اند.
لذا در اثر این جهش در زمینه وجود نیروگاههای برقابی، فقط در عرض دو سال نسبت به سال 1381،در سال 1383 سازمان آب وبرق خوزستان به جای دو نیروگاه قدیمی دارای شش نیروگاه بود . در تاریخ 1 مهر 81 واحد یک نیروگاه کرخه به مدار آمد و این آغاز دورانی نو بود .سرانجام در تاریخ 1 تیر 1382، واحد سوم نیروگاه کرخه نیز به شبکه پیوست و اینک سه واحد 133.3 مگاواتی، نیروگاه 400 مگاواتی کرخه، تکمیل بود .همچنین نیروگاه مسجدسلیمان نیز دارای 4 واحد 250 مگاواتی شده بود و عملیات ساخت چهار واحد دوم نیروگاه نیز در حال انجام بود. در 29 شهریور 1381 واحد 4 نیروگاه مسجدسلیمان شروع تولید برق کرد و در 12 بهمن 1381 واحد سه به شبکه پیوست در نهایت در 16 تیر و 17 آبان 1382 واحدهای دو و یک به مدار پیوستند .
در 20 مرداد 1383 نیروگاه مارون واحد یک خود را به شبکه تقدیم کرد .بالاخره همانطور که از آب کره می گیرند، ازآب مارون نیز صاحب برق می شدیم .حالا ما نیروگاه پنجم خود را کیلومتر دورتر از نیروگاههای دیگر برقابی که در شمال خوزستان بودند، این بار در جنوب خوزستان شهرستان بهبهان داشتیم.


در این میان پس از آبگیری کارون سه که از 21 آبان 1383 شروع شد، سرانجام هد مخزن کارون سه به حدی رسید، که امکان تولید برق میسر میشد.واحدهای 7 و8 نیروگاه کارون سه ازتاریخ 3 و 16 اسفند 1383 وارد مدار شد .اکنون ما صاحب ششمین نیروگاه می شدیم. کارون سه اما در سیل سهمگین 22 اسفند 1383 که فرازبند کارون چهار شکست نیروگاه خود را موقتا از دست داد .سد کارون سه نقش مهمی در کنترل آن سیل سنگین ایفا کرد و آب وارد تجهیزات نیروگاه شد و خساراتی به بار آورد.



اما این اتفاق موقتی بود . بزودی مشکلات برطرف شد. کار بی وقفه ادامه داشت .
در این دو سال به ناگاه میزان تولید انرژی برقابی در خوزستان چند برابر شد و شرایط کاملا تغییر کرد.در پایان سال 83 نسبت به سال 81، تولید برق از نیروگاههای برقابی بیش از سه برابر شد و البته این روند در سالهای بعد نیز ادامه یافت ولی جهش اصلی در همان بازه دوساله 81 تا 83 بود.


ما در این روند نیروگاههای سیمره،کارون چهار و گتوند علیا را به حساب نیاوردیم . زیرا کارون چهار و سیمره اگر بر کارون و کرخه قرار درند اما در حوزه خوزستان نیستند و گتوندعلیا نیز هنوز به سازمان آب و برق خوزستان، تحویل داده نشده است.
لذا در آن زمان، نیاز به گسترش روند بهره برداری بود .دیگر چارتهای قدیمی سازمانی جواب نمی داد.ضمن اینکه با راه اندازی دفتر بازار برق به نحوی که توضیح داده میشود،روند پیچیده تر نیز شد.
باید عملیات operation بهره برداری نیروگاههای برقابی متحول شود، دیگر فقط با دو سد قدیمی طرف نبودیم .بنابراین از مهر 1383 معاونت بهره برداری سد و نیروگاه تشکیل شد .بهره برداری این تعداد سد ونیروگاه نیاز به تشکیلات مجزایی داشت.
در این راه بخش بهره برداری و تعمیرات سدها و برنامه ریزی منابع آب و دیسپاچینگ آب به عنوان بخشهای مرتبط با آب از معاونت قدیمی هماهنگی و بهره برداری امورآب و بخش شبکه های آبیاری جدا شدند و با مدیریت نیروگاههای برقابی به عنوان بخش مرتبط با برق ادغام شد و معاونت بهره برداری سد و نیروگاه تشکیل شد.
مدیریت نیروگاههای برقابی قبل از آن در قالب معاونت برق سازمان آب وبرق قدیم فعالیت می کرد و زمانی که معاونت برق تبدیل به شرکت برق منطقه ای شد، با تلاش مدیرعامل وقت مهندس شمسایی به سازمان آب وبرق جدید پیوند خورد .
حالا مجموعه آبی و برقی در کنار هم یک معاونت را تشکیل می دادند و باید عملیات جدید بهره برداری را شکل می دادند.
در سال 1381 بنده به دفتر برنامه ریزی و کنترل سدها که مدیریت منابع آب سدها را انجام می داد، پیوستم و درکنار همکاران پرتلاش و بادانش آنجا قرار گرفتم.
در آن زمان کار ما تعیین دستورالعمل برنامه ریزی خروجی سدها،پیش بینی آب ورودی به مخزن، کنترل سیلاب ،دریافت اطلاعات و آمار،نامه نگاریهای اداری و… بود .کار در آنجا اما صرفا ماهیت منابع آبی داشت.
در بدو ورود شاهد سیلابهای تقریبا سنگینی بودم و از آنجایی که معمولا نخستین تجربیات در هر زمینه ای در خاطر انسان نقش می بندد. باید از سیلابهای 20 آذر،17 بهمن،26 بهمن ،18 اسفند 1381 و در نهایت 7 فروردین 1382 یاد کنم و البته در این میان مجبور بودیم، شبها در اداره بمانیم و تا صبح آمار بگیریم و به دلیل خستگی بر روی یک زیلو بر کف دیسپاچینگ آب دقایقی بخوابیم، که برای جوانان آن زمان کار سختی نبود و بنده درباره این موضوع در بخش معرفی دیسپاچینگ به طور کامل توضیح داده ام.در آن زمان بنده اغلب اوقات در نوبت کشیک شبانگاهی با آقای دکتر داریوش بهارلویی به کار می پرداختیم همزمان با کار و آمار گرفتن به عنوان کارمندان جوان تبادل نظر می کردیم.کار همزمان با کار یاد گرفتن بود .روزگار جوانی بود، که مانند یک شب مهتابی گذشت.
در مجموع از اینکه کار زیبا و جذابی می کردم، لذت می بردم و در کنار همکاران به بحثهای کاری و حتی غیرکاری می پرداختیم، که ناگهان متوجه می شدیم، ساعت اخذ آمار فرا رسیده است . سال آبی 1381-82 سال پرآبی بود و البته باید از سیل خیلی سنگین 2 اردیبهشت 1382 باید یاد کنم، که همه ما را غافلگیر کرد.
اینجا بنده باید نخستین تجربه را در این مورد از استاد بزرگوار جناب مهندس محمود قربانی مدیر وقت دفتر برنامه ریزی و کنترل سدها، فراگرفتم و ایشان نحوه تبدیل میزان آب به برق تولیدی را به بنده آموزش دادند .ایشان از من خواستند،معادل تولید برق برای آبی که از سدهای شهیدعباسپور ومسجدسلیمان در جریان بارش 20 آذر 1381 و روزهای بعد، سرریز شده بود،را محاسبه کنم یعنی اگر این آبی که سریزی شده بود،تولید برق می شد، چقدر به شبکه برق وارد می شد.
برای تهیه این گزارش، اطلاعات مفید دیگری نیز از بزرگواران دکتر فراز رابعی، مهندس احمدرضا اسماعیلی و مهندس منصور زیبایی دریافت کردم و سپس بنده در آن زمان موظف شدم، که تبدیل میزان آب خروجی به برق را استخراج و در دستورالعمل ارسالی آب خروجی از سدها بنویسم.این نخستین برخورد میان آب و برق برای من بود.
باید میزان تولید برق را در کنار آب خروجی بنویسیم و آن را به مدیریت شبکه برق کشور و سدها ارسال کنیم . دستگاه دورنگار( (Fax لحظات پرکاری را می گذراند .یک دستورالعمل ساده باید به چندین جا فاکس می شد.


مهندس احمدرضا اسماعیلی ، مهندس محمود قربانی و دکترفراز رابعی سال 1381
البته در پاییز و زمستان پرآب سال 1381 و سپس بهار سیلابی سال 1382،کار زیاد سخت نبود. دو سد قدیمی دز و شهید عباسپور که انرژی برق تولید می کردند و دو نیروگاه جدید کرخه و مسجدسلیمان(گدارلندر) داشتیم، معمولا چون سرریز آنها باز بود و یا باید مخزن کنترل می شد. برای سدهای شهید عباسپور، مسجدسلیمان و دز دستورالعمل برق عدد ماکزیمم را می نوشتیم، یعنی تا حد امکان از واحدها تولید گرفته شود، و سرریزکمتر شود و از منابع آب فراوان آن سال تولید حداکثر گرفته شود و برای سد مسجدسلیمان نیز که جریانی بود، دستورالعملی بر اساس آب خروجی از سد شهید عباسپور در نظر گرفته می شد. البته بین این دو سد رودخانه های کوچکی هستند، که در حالت سیلابی فعال می شوند ولی در زمان عادی کم اثر می باشند.



اما از خردادماه 1382 شرایط تغییر کرد،آب ورودی به مخزن کاهش یافت و حالا باید برای گذراندن تابستان 1382سیاست انقباضی اتخاذ می کردیم . دیگر از دستورالعمل ماکزیمم خبری نبود و آب فراوانی در بساط نبود. فصل پرآبی گذشته بود و همکاران برنامه ریزی تابستان را تهیه کردند و باید آب موجود در مخازن سدها و ورودی کم سدها به نسبت مناسب برای روزهای گرم و خشک تابستان و احتمالا پاییز کم باران تقسیم می شد.دیگر جای هیچگونه بی دقتی وجود نداشت.روزگار فراوانی گذشته بود.
در این میان بنده نیز همچنان روند تبدیل میزان آب به برق را دنبال می کردم.نخستین برنامه ریزی تابستان منابع آب و تولید را در سال 1382 را با کمک گرفتن از مهندس حمیدرضا اسلامی از شرکت جاماب تهیه کردم.البته این کار در سالهای پیش نیز انجام می شد و فایل متن گزارش آن را از متنی که استاد بزرگوار مهندس محمود قربانی قبلا برای برنامه ریزی سالهای پیش نوشته بود،با تغییراتی که برای سال 82 متناسب باشد، اخذکردم و نوشتم.
معمولا بر اساس روال قدیمی باید نسبت بین تولید برق روزهای گذشته برحسب مگاوات ساعت(MWH ( و آب خروجی توربین برحسب متر مکعب بر ثانیه(CMS ) را به دست می آوردیم و سپس این نسبت را در دستورالعمل آب خروجی ضرب می کردیم و سپس دستورالعمل برق را محاسبه می کردیم.البته هر چه تراز سد بیشتر می شد،زور تولید برق نیز بیشتر می گردید.

زیرا هد بیشتر انرژی و توان بیشتری دارد. مانند کسی که از طبقه دوم به پایین بپرد، خیلی بیشتر از فردی که از طبقه نخست به پایین پرتاب بشود متحمل آسیب می گردد.پس آبی نیز که از هد بالاتر به توربین نیروگاه وارد شود، قدرت بیشتری پیدا می کند و توان تولید برق بیشتری دارد.حالا اگر به دلیل یک سیلاب به ناگهان سد ارتفاع زیادی می گرفت دیگر نمی شد به آمار روزهای قبل استناد کنیم و باید از آمار مشابه ایامی استفاده می کردیم که سد در تراز مشابه بود.کار پیچیدگیهایی داشت.همچنین نحوه اخد تولید هم تاثیر داشت گاه در یک نیروگاه به دلیل اخد تولید بار راکتیو زیاد و خارج از قاعده، روند تولید اکتیو به هم می خورد.


P = Q * ρ * g * H * η
P=میزان تولید انرژی
Q=دبی خروجی توربین برحسب متر مکعب بر ثانیه
H =هد نیروگاه
g=9.81
ρ = جرم حجمی آب
η = راندمان واحد
همانطور که ملاحظه می کنید، علاوه بر مقدار دبی یا آب خارج شده از واحد، ارتفاع یا head مخزن هم بر میزان تولید برق بسیار موثر است.
لذا اگر سد در تراز بالایی بود، مثلا به ازای خروج 300 متر مکعب بر ثانیه آب تولید به مراتب بیشتری داشتیم، تا اگر سد در تراز پایینی بود و این که برای تولید یک مگاوات ساعت برق، چقدر آب باید از نیروگاه رها می کردیم، را میزان مصرف مخصوص می گویند.
فیلمهای زیر به خوبی نحوه تولید برق در سدها را نشان می دهد.
نیروگاههای برقابی مانند سایر نیروگاههای حرارتی ،فسیلی ،گازی، اتمی، بادی و.. برق تولید می کنند. اما یک تفاوت عمده با آنها دارند اگر تهیه سوخت سایر نیروگاهها با وزارت نفت است. اما تهیه سوخت این نیروگاهها با آسمان و ابرها بوده و خواهد بود و همانطور که می دانیم ابرها برای رساندن سوخت به این نیروگاهها، حاضر به امضای هیچ قراردادی نیستند. دست ما از تنظیم این سوختها کوتاه بود و هست و باید می دیدیم یک سال آبی چگونه است، چه میزان ورودی به سدها از کوهها و ابرها داریم. گاه مانند سالهای 83 ،84 و 98 در آب غرق می شدیم وگاه مانند سال87 ،97 و 1400 به تمام معنی به خاک سیاه خشکسالی می نشستیم.
همچنین سیستم سدهای خوزستان به صورت پلکانی یا متوالی و همچنین موازی است یعنی در رودخانه کارون، پنج سد پشت سر هم قرار دارند و این سدها باید آب خروجی خود را به پشت سد بعدی بفرستند.آب خروجی کارون چهار به پشت سد کارون سه می رود، که البته در میان مسیر رود خرسان و منج هم به آن افزوده می شود.آب خروجی کارون سه به دریاچه سد کارون یک یا شهید عباسپور می رود و در مسیر رواناب نهر شلا،سوسن سرخاب و شیمبار به آن می پیوندند و رواناب خروجی از توربین نیروگاه شهید عباسپور به دریاچه سد مسجدسلیمان یا گدارلندر میرسد، که یک سد جریانی و برای تولید برق است و البته شوراندیکا نهرمرغاب و چشمه سبز به آن اضافه می گردند و در نهایت آب ناشی از خروجی نیروگاه مسجدسلیمان به همراه شورلالی و نهرتلوگ ،دریاچه سد گتوندعلیا را تغدیه می کنند

آب خارج شده از سد گتوندعلیا با آب خارج شده از سد دز در بندقیر یکی شده به اهواز و سپس دریا می ریزد.در این میان باید نحوه خروجی آب از سدها طوری باشد که بهترین و حداکثر تولیدبرق و همچنین تامین نیازهای کشاورزی و زیست محیطی در ان رخ دهد که البته یک علم شگفت انگیز است .
اخذ تولید در سالهای تر و پرآب، کاری نسبتا آسانتر می باشد .اما در سالهای خشکسالی عملیات پیچیده می شود و باید سدهای بالادست مانند کارون سه و کارون چهار در ابتدا پر شوند، تا درتابستان و فصل خشک ، بتوان از یک آب چند بار برق گرفت و آب را به تدریج و پلکانی روانه سدهای زنجیره ای کرد.
البته سدهای کارون سه و کارون چهار با کاهش هد مخزن، روند کاهش راندمان و توان تولید خواهند داشت. اما در سد شهید عباسپور این روند شدت بیشتری دارد و افت تولید در تراز های پایین بیشتر است . لذا باید تا حد امکان در سالهای پرآب سد شهید عباسپور را با رهاسازی آب از سدهای بالادست پر نگه داشت و برق تولیدی را افزایش داد.
برای راحتی کار برنامه ای در اکسل excel تهیه کردم.

در این برنامه به دو روش استناد به نسبت بین تولید و آب خروجی توربین، در روزهای پیش و همچنین رگرسیون گیری کل آمار، میزان تولیدبرق بر حسب آب خروجی محاسبه می گردید.
در روش رگرسیون گیری یا همبستگی(regression )، کل طول امر آب خروجی توربین نیروگاه،تولید برق نیروگاه و هد مخزن را درصفحه گسترده کنار هم قرار می دهیم و سپس رابطه میان تولید برق با آب خروجی و هد مخزن را در ترازهای مختلف به دست می آوریم و سپس با دقت بالا می توانیم به ازای هر آب خروجی و هد مخزن، میزان تولید را به دست آورد.
همچنین سدها با یکدیگر فرق دارند. در حالیکه در سدهای بتنی مانند دز،شهید عباسپور و بعدها کارون سه و کارون چهار به دلیل ارتفاع بالای سد که در تنگه بنا شده اند،میزان تولید برق به ازای آب خروجی نسبتا بالا است، در سدهای خاکی مانند کرخه، مارون و بعدها گتوندعلیا که خاکی هستند و تراز آنها نسبت به سطح آنها کمتر است ما با همان مقدار آب، تولید برق کمتری داریم که این امر در سد کرخه به خوبی ملموس است.تقریبا سد کارون سه و کارون چهار نسبت به سد کرخه با همان میزان آب دوبرابر برق تولید می کنند.
اصطلاحا به میزان آبی که برای تولید یک مگاوات ساعت برق نیاز است،مصرف مخصوص می گویند.

البته همیشه اینگونه نیست. بعضی وقتها مانند خشکسالی شدید سال 1387 ، نیروگاه دز برای انتقال برق از خرم آباد ناچار شد، مقدار زیادی از آب محدود پشت سد را برای تولید انرژی راکتیو مصرف کند که نتیجه آن برهم خوردن روال بالا شد و تولید برق اکتیو با همان مقدار آب،کاهش قابل ملاحظه ای یافت .
بازار برق
در آبان 1382 بازار برق کشور کار خود را شروع کرد..اکنون دیگر همه چیز دارای حساب و کتاب می شد.در آبان 82 جلسات اولیه هیئت تنظیم بازار تشکیل شد و قرار شد قوانین و آیین نامه کاملی برای فروش برق نوشته شود.

دیگر قرار بود، برنامه ریزی دقیقی صورت پذیرد و باید تعداد واحدهای نیروگاهی و مشکلات آنها مانند، برنامه آب خروجی در هم تنیده می شد.بازار برق برای ما درآمد داشت اما محدودیتهای زیادی هم در پی داشت. در کل قانونمند کردن در هر پدیده ای به معنای محدودیت هایی است، که اما در نهایت اثرات مثبت زیادی در پی خواهد داشت.
در سازمان نیز دفتر بازار برق تاسیس شد. این دفتر وظیفه فروش برق را را به عهده داشت و با حکم مدیرعامل وقت توسط آقای حمید احمدی بهبهانی راه اندازی شد.

حمید احمدی بهبهانی مدیر وقت دفتر بازار برق
اگر پیش از این میزان تولید برق را به ازای آب خروجی از مخزن محاسبه و به مدیریت شبکه برق کشور مستقیم نامه ارسال می کردیم، حالا شرایط فرق می کرد و دفتر بازار برق باید ورود می کرد و با توجه به واحدهای موجود در نیروگاه، سقف تولید آنها، محدودیت های فنی اعم از منابع آب مخزن، خطوط شبکه، مشکلات برقی و مکانیکی و.. اقدام به ارائه برنامه تولید برای هر واحد به صورت مجزا جهت فروش می کرد.حالا برای هر ساعت تولید مبلغ متفاوتی درآمد به سازمان تعلق می گرفت.باید از سه روز قبل میزان تولید برق به بازار برق اعلام می شد . اما کار به این سادگی ها نبود. شرایط اضطراری بسیاری پیش می آمد و ما بسیار پیش می آمد که در این فاصله سه روز مجبور به اصلاح دستورالعمل می شدیم یا باران شدیدی می امد یا پایین دست نیاز پیدا می کرد و..

در مورد بازار برق مطلب مجزایی قبلا تقدیم گردید.اما بازار برق در یک بخش مالی و بودجه ای به نام مدیریت برنامه ریزی و بودجه با پرسنلی دارای تخصص اقتصادی راه اندازی شده بود و کار مدیریت نیروگاههای برقابی، دارای ابعاد منابع آبی، درآمدی و اقتصادی و همچنین برق و مکانیکی بود.

نخستین پرسنل و پایه گذاران دفتر بازار برق سازمان آب وبرق خوزستان سال 1383
لذا دفتر بازار برق لازم بود، ولی کافی نبود. عصری جدید شروع شده بود و اکنون در ابتدای دهه هشتاد خورشیدی شرایط بهره برداری نیروگاههای برقابی با دهه های گذشته فرق کرده بود.
در این زمان اگر نیروگاههایی که برای آنها برنامه ریزی تولید شده بود و تعهد داشتند، در یک زمان مشخص به شبکه برق بدهند، دچار خروج اضطراری(force outrage (یا اصطلاحا تریپ می شدند، جریمه سنگینی شامل 80 تا 85 برابر پولی که باید به آنها داده می شد، از حساب درآمد سازمان کسر می شد .

لذا نمی شد، بی حساب و کتاب در پروسه بازار برق شرکت کرد و بخش فنی ستادی باید همه واحدها را بررسی می کرد و سپس به بازار برق مجوز برنامه ریزی می داد..
مطالب بالا باعث شد تا نیاز به یک دفتر در مجموعه بهره برداری نیروگاهها احساس شود، که کار آن در جهت ارتباط گیری با نیروگاهها که اکنون شش عدد بودند، باشد و بخش فنی و هماهنگی این روند باشد.زیرا دفتر بازار برق و مدیریت برنامه ریزی منابع آب فاقد این کارکرد بودند.نیاز بود روزانه واحدهای نیروگاهی رصد شوند و گزارش خروجی و ورود واحدها به مقامات بالاتر گزارش و همچنین با علم به وجود مشکل در واحدها، بررسی دقیق فنی از حوادث نیروگاهی صورت پذیرد و در نهایت واحدهای نیروگاهی مورد مقایسه و ارزیابی قرار گیرند.

به این ترتیب چنین مجموعه ای شکل گرفت .
دفتر برنامه ریزی تولید و ارزیابی نیروگاهها در ابتدای شروع کار در سال 1383، اقدام به راه اندازی سیستم ارتباطی با نیروگاهها و دریافت روزانه و ساعتی اطلاعات فنی آنها کرد،که نوعی دیسپاچینگ برق بود و این کار با توجه به امکانات آن زمان با دورنگار fax انجام می گردید.باید همه اطلاعات فنی و نیروگاهی و سپس مطالب مرتبط آبی و درآمدی تجمیع می شد.

یک بانک اطلاعاتی از تلفن های نیروگاهها و همکاران پاسخگو در هر نیروگاه درست شد.
قرار بود که از جمع آوری این اطلاعات یک بانک اطلاعاتی و سیستم ارائه گزارشات به بخشهای مختلف و در نهایت ادغام با بازار برق گردد.چارتهای مختلفی پیشنهادمی شد.
در سال 1383 این دفتر با دریافت روزانه آمار نیروگاهها، ثبت آنها، بررسی مشکلات فنی واحدها و ارائه گزارشات روزانه،هفتگی و ماهانه شروع به کارکرد.این نخستین گام بود.
نمونه ای از این آمار که به صورت دورنگار یا FAX دریافت می شد را ملاحظه می فرمایید.
تلاش برای دریافت آمار به صورت پست الکترونیکی شروع شد و در دی 1384 ،کارون سه و دز نخستین آمار را به صورت ای میل یا پست الکترونیکی به صورت آزمایشی ارسال کردند .


وقتی من در ابتدای فروردین 1384 به دستور مهندس نادر افشاری به دفتر برنامه ریزی تولید و ارزیابی نیروگاهها به سرپرستی سرکار خانم دکتر مریم هواخور و مدیریت جناب آقای مهندس شکراله عباسی وارد شدم، یک دیسپاچینگ برق آنجا تشکیل شده بود و سیستم منظمی برای ارائه گزارشات روزانه،هفتگی و ماهانه به دفتر معاونت و مدیرعامل سازمان و همچینن مدیریت نیروگاههای برقابی کشور در سازمان مدیریت منابع آب ایران وجود داشت.
در ابتدای فعالیت خود در این دفتر از سد تازه آبگیری شده کارون سه در 5 اردیبهشت 1384 بازدید داشتم سد کارون سه در آبان 1383 آبگیری شد و در جریان سیل 23 اسفند 1383 و پس از شکست فراز بند سد در حال ساخت کارون چهار، دچار آبگرفتگی سنگین شد و در نتیجه ناچار به تخلیه تا تراز 815 شد و زمانی که من به اتفاق همسرم خانم مهندس مژده مرادی و همکارانش به محل سد رفتیم،شرایط پس از 40 روز عادی شده بود و این فیلم از آن زمان به جا مانده است.فیلم زیر مربوط به سوار شدن در بارج دریاچه کارون سه است . در آن زمان پل سه بلوطک هنوز افتتاح نشده بود و رفت و آمد میان رکعت تا شیوند و سادات حسینی صرفا با قایق بودو ما سوار این قایق ها شدیم و تا ابتدای شیوند رفتیم و برگشتیم.
و فیلم زیر بازدید از بدنه سد و نیروگاه است.
برای من که سالهای ابتدایی کار خود را در مدیریت برنامه ریزی منابع آب که دیسپاچینگ آب را زیر نظر خود داشت، گذرانده بودم و در آنجا اطلاعات تراز مخازن سدها، ورودی و خروجی سدها، اشل و دبی ایستگاهها را دریافت می کردیم . با کار دیسپاچینگی آشنا شده بودم، اکنون دیدن نوعی دیسپاچینگ برق که روزانه بارساعتی نیروگاهها جدول خروج واحدها،مصرف داخلی ، تبادل انرژی، بار پیک شبکه، تولید انرژی اکتیو و راکتیو،گزارشات نیروگاهها را از طریق دورنگار، تجربه ای دیگر از کار دیسپاچینگ بود.با توجه به اینکه دیسپاچینگ آب از سال 1379 با دریافت آمار سدها،تراز، ورودی و خروجی سدها و آمار اشل و دبی برخی ایستگاهها راه اندازی شده بود، این دفتر نیز که وظیفه دیسپاچینگ برق نیروگاههای برقابی را به دوش می کشید.

همچنین در این مجموعه بخشی برای بررسی حوادث نیروگاهی وجود داشت .

و کار ارزیابی نیروگاه در آن شروع شده بود.


و منتج به یک برنامه اولیه برای ارزیابی عملکرد نیروگاهها در شهریور 1384 شد.



البته سیستم ارزیابی نیروگاهها بعدها در نیمه دوم دهه هشتاددر قالب نرم افزار RED توسعه داده شد .

کار نسبتا جدید بود و باید برای اینکه روی روال مناسب بیفتد، کار می کردیم و اغلب چیزها را از صفر تهیه می کردیم .برنامه ریزی انرژی واقعا انرژی زیادی می طلبید.و هماهنگی با دفتر مدیریت برنامه ریزی منابع آب و بازار برق نیروگاهها و دیسپاچینگ ملی بسیار مهم بود.نمی شود کاری به کار انها نداشته باشیم .ما وسط کار بودیم.

اما این محیط برای من از نظر کاری غریبه بود . من یک منابع آبی بودم و تاکنون به این امر پایبند بوده ام. اما کار میان پرسنل نیروگاهی برقی و مکانیکی یک چالش بود .ما زبان هم را در بسیاری اوقات نمی فهمیدیم. در حالیکه من از اشل ایستگاه پل شالو، تله زنگ و تنگ پنج و حوضه بازفت و بهشت آباد، دبی روابط سطح حجم ارتفاع سدها (هیدروگرافی)، روابط دبی اشل، ورودی سدها و نمودارهای سیلاب صحبت می کردم. آنجا صحبت از اویل کولر نیروگاه، داغ شدن سیم پیچ های نیروگاه شهید عباسپور،مشکلات توربین ،شفت ، روتور و یاتاقان ،مصرف داخلی نیروگاه و قاطی شدن آب و روغن در نیروگاه دز بود.از کلماتی مانند استاتور و روتور اصلا خوشم نمی آمد. ولی باید تحمل می کردم و فکر می کنم وقتی با شور و هیجان از آخرین هیدروگرافی دریاچه سد دز صحبت می کردم،حوصله بقیه سر می رفت.
اینجا کار من به عنوان یک منابع آبی، ارائه مفاهیم منابع آبی به این گروه نیروگاهی بود و در مقابل یادگیری مفاهیم برقی و نیروگاهی بود. این حلقه اتصال آب و برق بودکه این دو را در سازمان آب و برق به هم می رساند .و در نهایت باید همگی مفاهیم اقتصادی بازار برق را نیز یاد می گرفتیم برای اینکه آب پشت سدها تبدیل به برق و درآمد بشود، چندین اکیپ مشغول کار بودند هدف اخذ بیشترین درآمد ممکن از آب پشت سدها بود
در واقع در محافل دانشگاهی باید یک رشته تحصیلی برای این تخصص به وجود می آمد، که دانش آموخته مفاهیم آب وبرق را که ظاهرا با هم فاصله زیادی دارند، را در کنار هم بیاموزد.البته خاطر نشان می سازد، بهره برداری نیروگاههای برقابی یک کار ویژه است و در کل کشور تنها در سازمان آب وبرق خوزستان با این حجم و گستردگی مورد نیاز بود و ما برای انجام کار خود به جز نمونه های مشابه خارجی الگویی در کشور نداشتیم و باید با مطالعه و بررسی، از تکنیک ها و ریزی کاریهای آن آگاه می شدیم.ما باید متکی به خود می بودیم و منابع فارسی زبان چندانی برای کسب تجربه نداشتیم.
این اطلاعات در بانکهای اطلاعاتی جامع ذخیره می شد.اکنون سازمان دارای یک بانک جامع اطلاعاتی برق بود، که شامل تولید برق اکتیو و راکتیو روزانه و ساعتی، خروج واحدها، ساعت خروج و ورود و دلیل آن ذکر می شد .


بانک اطلاعاتی نیروگاهها B.N
و البته یک بانک داده های بازار برق شامل نرخ فروش ،نرخ جریمه ،دلیل جریمه مقدار ابراز شده تولید نیز درست شد

بانک اطلاعاتی بازار برق B.b
این بانک های اطلاعاتی بیش از یک دهه، محلی برای مطالعه رفتار واحدهای نیروگاهی، مقایسه نیروگاهها با هم، بررسی سوابق هر واحد و در نهایت خوراک نرم افزارهای ارزیابی نیروگاهها RED بود، که در سالهای بعد توسط دکتر ایمان گرامی مقدم ، مهندس مجید پروین ، مهندس مهران فرمانی و دکتر محمد امیری کار شد، که البته خود یک موضوع مفصل و جداگانه است.

به هرحال از ابتدای سال 1384 مقرر شد، تا برنامه ریزی تولید نیروگاهها بر اساس برنامه ریزی منابع آب صادره از دفتر برنامه ریزی منابع آب، نیز از سوی این دفتر ارائه گردد و بنده مامور به این کار شدم. کاری که در دفتر برنامه ریزی منابع آب کم و بیش انجام می دادم. حالا اینجا باید به صورت تخصصی و با دانستن داده های نیروگاهی و بازار برقی ادامه می دادم.لذا باید اطلاعات متناسب جمع آوری می شد . دریافت هیلچارت (hillchart)نیروگاهها یکی از نخستین گامها بود.
هیلچارت جدول یا نموداری است، که در آن رابطه میان تولید برق ، هد مخزن و آب خروجی نشان داده می شود.

جدول هیلچارت نیروگاه دز

هیلچارت نیروگاه مسجدسلیمان

هیلچارت نیروگاه مارون
همچنین دریافت شناسنامه کامل نیروگاهها نیز در دستور کار قرارگرفت .
در زمان فعالیت در دفتر برنامه ریزی و کنترل سدها در سال 1381 با دستور مهندس قربانی و دکتر رابعی یک بانک از شناسنامه سدها تهیه شده بود.

و اکنون زمان تهیه شناسنامه نیروگاهی بود.

به این ترتیب در مهر 1384 ، ما دارای یک بانک اطلاعات فنی از واحدهای نیروگاهی شدیم.

این کار کاملا چند جانبه و دارای ابعاد دیگری نیز بود. برنامه ریزی انرژی نیروگاه همزمان برای ارائه یک برنامه ریزی دقیق و موفق باید با واحدهای برنامه ریزی منابع آب، دفتر بازاربرق، مرکز دیسپاچینگ ملی مستقر در تهران و بعدها زنجان و اتاقهای فرمان نیروگاهها تعامل برقرار می کرد.
در مورد بازار برق قبلا توضیح داده شده بود و اینک باید به نخستین بازیکن این بازی اشاره کنیم.
دریافت دستورالعمل آب خروجی از مدیریت برنامه ریزی منابع آب نخستین گام بود. همیشه توپ از سوی آنها برای شروع بازی پرتاب می شد و اما دفتر برنامه ریزی منابع آب نیز مشکلات و محدودیتهای زیادی داشت.مشکلات نیاز آبی پایین دست،خشکسالی یا وقوع سیلاب، پیش بینی میزان ورودی به سدها، مشکلات پایداری سدها و.. بر نحوه تصمیم گیری تصمیم گیران این بخش موثر بود.

فراز رابعی مدیر وقت دفتر برنامه ریزی منابع آب در نیمه دهه هشتاد

پرسنل دفتر برنامه ریزی منابع آب نیمه دهه هشتاد
ناگهان از معاونت حفاظت و بهره برداری امور آب نامه ای فوری می آمد، که به دلیل مشکلات پایین دست، باید خروجی یک سد افزایش یا کاهش یابد و همه چیز فوری و آنی بود یا اینکه باران شدیدی در منطقه رخ داده بود و باید متناسب دستورالعمل آب خروجی و بالطبع تولید برق تغییر می کرد .
و حالا همه واحدها باید مانند زنجیر وارد کار می شدندتلفن ها پشت سرهم به صدا درمی آمد و پس از هماهنگی با بخشهای مختلف باید به سراغ آخرین بازیکن این بازی برویم که مرکز مدیریت شبکه برق کشور یا دیسپاچینگ ملی نامیده می شد
در نهایت همه چیز به دیسپاچینگ ملی مستقر در تهران ختم می شد آنها در شرایط اضطراری – که البته بسیار رخ می داد-باید با ما همکاری می کردند .برقراری تعاملات دوستانه نیز خیلی مهم بود .
مهندس ناصر وفادار رییس گروه برنامه ریزی تولید دیسپاچینگ ملی مستقر در توانیر تهران، همیشه به عنوان یک دوست و یاور در شرایط سخت کمک می کرد و در تمام طول این سالها با شرایط اضطراری همراهی می کرد و در زمینه همکاری با این مشکلات یک نمونه بودند. زیرا باید گاهی به سرعت برای یک مشکل منابع آبی ما، معادلات بازار برقی و شبکه برق را نادیده می گرفت و او باید کمک می کرد که این کار را انجام می داد.

مهندس ناصر وفادار نیمه دهه هفتاد پارک ساحلی اهواز
ایشان اصالت کرمانی دارد و در مدیریت شبکه برق کشور در تهران فعالیت می کرد . اما مهندس وفادار همیشه به خوزستان وفادار بود.او اهواز و خوزستان را خیلی دوست داشت و دارد و از این تصاویر،آشکار است و شاید یکی از دلایل همکاری همیشگی اش این علاقه و وفاداری او بود.البته ما پشت تلفن برخی اوقات ،موقع هماهنگی جر و بحث هم می کردیم، که این بخش فانتزی داستان ما بود.او یک دوست خوب بود و هست

و او در تمام این سالها علاقه اش را به خوزستان حفظ کرد.او با تبصره یک خوزستانی است. یک خوزستانی متعصب
و حالا یک دستورالعمل منابع آب و صادر می گردید و سپس باید دستور العمل تولید انرژی نیز تهیه می شد.که البته برای هر دستورالعمل کلی رونوشت و همچنین متناسب با آن چندین تماس تلفنی در راه بود.این فینال کار بود.

باید با دیدن شرایط هد مخزن،تعداد واحدهای موجود در مدار، شرایط شبکه و خطوط انتقال، محدودیت های بازار برق مانند نیاز درآمدی شبکه برق اقدام به ارائه یک دستورالعمل مناسب تولید کرد.و محدودیتهایی که متناسب با شرایط پیش می آمد شرایطی مانند سیلاب، اشباع شبکه از برق در اسفند 1384، خشکسالی شدید در تابستان 1387بر دستورالعمل تولید انرژی موثر می شدند.بعضی وقتها هم دستورالعمل متغیر و لحظه ای بود، که در زمان خشکسالی سنگین و تاریخی سال 1387 باید به روز دستورالعمل انرژی را تغییر می دادیم. زیرا به قطره قطره آب نیاز بود.لحظات پرتنش توام با جرووبحثهای فراوانی بود.

محدویتهای تولید، مصرف داخلی هر نیروگاه، تولید اکتیو و راکتیو هر واحد ،تعداد واحدهای در مدار،تریپ یا خروج واحدها دلیل و ساعت آنها، امکان تولید هر واحد با توجه به هد مخزن هر روز از طریق همان نمابرها به این دفتر ارسال می شد که این نشان می داد،آنجا پیش نیاز کار یعنی تشکیل نوعی دیسپاچینگ برق را قبل از ورود من انجام داده بودند.

اکنون من در تلاش برای انتقال مفاهیم آب به این اکیپ که البته مرتب تغییر می کردند –به دلیل شرایط سیال و دینامیک آن روزهای سازمان-و دریافت مطالب و داده های برقی و مکانیکی بودم .
در این میان و در ابتدای سال 1384کارون سه و مارون برای نخستین بار آبگیری شدند. واحدهای 5 و 6 کارون سه در تاریخ های 18 خرداد و 9 تیر به مدار آمدند و واحدهای 3 و 4 در تاریخ 6 و 19 بهمن 1384 به مدار آمدند.
فیلم های زیر بازدید از سد و نیروگاه کارون سه در 5 اردیبهشت 1384 می باشد.
در آن زمان بازار برق، موفق شده بود، مجوزهای شرکت نیروگاه مارون، کرخه و مسجدسلیمان را در روند بازار برق به دست آورد اما کارون سه تحت شرکت آزمایشی بود و باید تلاش می کردیم، تا آمار جریمه ها کاهش یابد.
صورتحسابهای بازار برق مطالعه و مورد بررسی قرار می گرفت و در این راه به دفتر بازار برق کمک می شد و با محدودیتهای آبی وبرقی کنترل می شد. جمع کردن پارامترهای منابع آبی، نیروگاهی و اقتصادی کار پرچالشی بود و این همه در کار برنامه ریزی تولید باید در نظر گرفته میشد .پیشنهاداتی مانند دادن دستورالعمل حداکثر تولید از سد دز –که به دلیل کنترل فرکانس قادر به تولید حداکثر نبود- برای افزایش درآمد انرژی به بازار برق داده شد .

بدون شک بسیاری از فعالیتهای اولیه، دریافت اطلاعات از نیروگاهها،تشکیل بانکهای اطلاعاتی و سیستم گزارشگیری روزانه، هفتگی و ماهانه همچنین کار اولیه ارزیابی نیروگاهها که بعدها در مرکز کنترل آب وبرق و دفتر بهره برداری نیروگاه توسعه یافت، بنیان آن در همان زمانی که خانم دکتر هواخور آن را پایه گذاری کرده بودند در همان دوره کوتاه، شروع شد.

و بنده لااقل در زمینه فرمت و تکمیل بانک اطلاعات نیروگاهها یا همان دیسپاچینگ برقابی و ارائه فرمت گزارشات نیروگاهها تا یک دهه بعد به جز مقداری اصلاحات تقریبا همان روند اولیه را ادامه دادم.و بدینوسیله از این بانوی جدی، بزرگوار و پرتلاش و همچنین مهندس شکراله عباسی مدیریت وقت نیروگاهها قدردانی می کنم.






و همچنین باید از همکاران آن دفتر در آن زمان مانند سرکار خانم دکتر مهسازاهدی، خانم دکتر لیلا بشیری خوزستانی و آقایان دکتر ایمان گرامی مقدم،مهندس مهران فرمانی،مهندس رضا نوری، دکتر حمید ناصری کریموند و مهندس علی محمدعلی پور یاد کنم.

حمید ناصری کریموند

ایمان گرامی مقدم و مهران فرمانی

لیلا بشیری و مهسا زاهدی
در پایان سال 1384 با تشکیل مرکز کنترل آب وبرق(رصد خانه فعلی)،بخش بانک اطلاعاتی، برنامه ریزی انرژی و تهیه گزارشات به این مرکز منتقل شد و آقای مهندس سعید جلودار عهده دار مدیریت این مرکزشد.این مرکز مستقل و زیر نظر معاونت بهره برداری سد و نیروگاه بود.

قرار بود تجمیع صورت گیرد و مرکز مشترکی برای داده های آبی وبرقی تاسیس شود، که البته بنده قبلا در مورد تاریخچه دیسپاچینگ آب به آن اشاره کرده ام و اینک دیسپاچینگ برق نیز به آن ملحق می شد.پوست اندازی در راه بود.
اکنون بخش برنامه ریزی انرژی نیز زیرمجموعه دیسپاچینگی می شد، که به تازگی در سالن سابق غذاخوری مدیران برپا می شد.


آقای مهندس سعید جلودار در جزیره کیش یک مرکز مدیریت و مونیتورینگ آب وبرق راه اندازی کرده بودند و از کارشناسان به نام پست و خطوط و انتقال کشور به شمار می آیند.

اندیکا بهمن 1384 مهندس سعید جلودار، نادر افشاری معاونت وقت و شکر اله عباسی مدیر وقت بهره برداری نیروگاهها

امین گندمی، مرحوم سیامک نیکرو،سعید جلودار و ستار نوری راد
اینک دیسپاچینگ آب و دیسپاچینگ برق یکی می شدند و این تلاشی برای یکپارچگی بود. تلاشها گسترده تر شد،دریافت آمار و اطلاعات به صورت خودکار، ادامه تعامل با مدیریت برنامه ریزی منابع آب و دفتر بازار برق در دستور کار قرار گرفت.همچنین ایشان به دلیل تخصص خود به پستها و خطوط نیروگاه توجه خاصی داشتند و دریافت گزارشات خروج خطوط پست نیروگاه نیز در دستور کار قرارگرفت و به بانک اطلاعاتی نیروگاه اضافه شد. حالا علاوه بر روتور و استاور و سیستم تحریک باید اصطلاحاتی مانند بریکر ، رله دیستانس سکسیونر و… را نیز بشنوم.



و البته دلیل جریمه نیروگاهها از نظر فنی و انسانی نیز به طور کامل دنبال می شد.

همانطور که گفته شد، ایشان در زمینه خطوط نیروگاهی و ارتباطات تخصص داشتند و اکنون مباحث خطوط و ارتباطات و نقش آن در برنامه ریزی تولید توسط ایشان به دیسپاچینگ آب وبرق اضافه می شد و البته شادروان سیامک نیکرو نیز در این مورد تجارب بسیاری داشت .ایشان پیش از ورود به دیسپاچینگ آب در سال 1383 با برق رسانی به روستاهای بسیار خدمات زیادی کرده بود و سرانجام همان فشارهای کاری او را خسته کرد و باعث شد خیلی زود ما و این دنیا را در بهمن 1385، ترک کند.

با خرید و راه اندازی کنتورهای اندازه گیری بازار برق، تلاش در جهت بالابردن دقت آمار افزایش یافت.دوره آموزشی کنتورهای بازاربرق در دی 1387 برگزار شد و این کنتورها راه اندازی شد

.اینک ما آمار دقیقی از تولید اکتیو و راکتیو داشتیم و این امر کار برنامه ریزی انرژی را ساده می کردهمچنین ارتباطات با دیسپاچینگ جنوب غرب و مرکز دیسپاچینگ ملی برای دریافت خودکار آمار شروع شد.در زمان مهندس جلودار عملیات دریافت آمار روزانه نیروگاهها به صورت پست الکترونیکی در سال 1388 با موفقیت به اتمام رسید و سیستم قدیمی دورنگار منسوخ شد.

همچنین کار بر روی آیین نامه های بازار برق و دادن مشاوره به دفتر بازار برق با توجه به محدودیتهای منابع آبی و نیروگاهی ادامه یافت . پس از سال 1385 آیین نامه های جدیدی برای خدمات جانبی ،بورس انرژی و خطوط انتقال صادر شد .بازار برق در حال پیچیده تر شدن و تکامل بود ضمن اینکه آیین نامه های سابق نیز توسط هیئت تنظیم بازارمرتب اصلاح می شد باید برنامه ریزی تولید به کمک دفتر بازار برق می رفت.



گاه به خاطر اخذ درآمد بیشتر از آب پشت سدها، پیشنهاد داده می شد، تا در ساعات کم بار تولید برق متوقف نشود و تولید برق کمتری البته با رعایت مشکلات پایین دست گرفته شود و آب موجود برای تولید برق در ساعات پردرآمدتر ذخیره شود.

همچنین در حالی که می دانستیم شبکه برق نیاز ندارد و البته سد هم آب چندانی در بساط نداشت، دست به بلوف می زدیم، که البته در تجارت بلوف زدن یک شگرد است و دستورالعمل تولید برق را افزایش می دادیم، تا پول آمادگی بگیریم و درآمد سازمان را افزایش دهیم این کار در سال 1386 درآمد نیروگاهای دز و کارون سه را از محل آمادگی را به سرعت افزایش داد.
بزودی دست ما رو شد و مدیریت شبکه برق کشور به ما اخطار داد .تنش زیادی به پا شد ولی کار سازمان قانونی بود. گزارشها و نامه هایی متقابل ردو بدل شد و این منجر به تغییر قوانین و رویه های بازار برق شد و البته درگیریها ادامه داشت.تلاش برای افزایش درآمدهای سازمان اما ادامه داشت و همچنان ادامه دارد
کار برای کاهش و حذف جرائم نیز دنبال می شد.

همچنین بسیاری از رویه ها در مورد خدمات جانبی، کنترل فرکانس و حتی تولید اکتیو دارای شرایط غیرمنصفانه ای بود و همانطور که قبلا عرض کردم ما به عنوان نیروگاههای برقابی خوزستان در کل کشور تنها بودیم . زیرا هیچ استانی اندازه ما نیروگاه برقابی نداشت وما صاحب بیش از 90 درصد تولید برق کشور بودیم. در نتیجه در این جنگ نابرابر ما متحد و همدرد و الگویی نداشتیم و باید دفتر بازار برق و معاونت بهره برداری نیروگاههای سازمان به تنهایی با این رویه ها می جنگید وبرای دفاع از منافع سازمان مبارزه می کرد که البته جنگی نابرابر بود.و به اصطلاح باید خودمان کار را درمی آوردیم.




برنامه تعمیرات واحدها نیز دنبال می شد.

مهندس جلودار برای آموزش قوانین بازار برق به کارکنان نیروگاهها برنامه های داشت.این دیگر کار بازار برق نبود و باید ما دست به کار می شدیم.
چندین سمینار و دوره آموزشی برای آموزش همکاران نیروگاهی با قوانین بازار برق برگزار شد که این گام مهم یعنی آشنایی همکاران نیروگاهی با پارامترهای بازار برقی توسط ایشان پایه گذاری شد.

سعید جلودار و بابک شهنی دارابی 1 خرداد 1386 سالن جلسات سه طبقه واحد آب

پرسنل نیروگاهها در جلسات آموزش بازار برق نفر وسط شادروان سیامک جلیل نیا

سمینار بازاربرق یک خرداد 1386

در این زمینه آقای احمدی بهبهانی مدیر وقت دفتر بازار برق همکاری کاملی داشتند.
در مورد دریافت اطلاعات فنی و روزانه نیروگاهها با حمایت مهندس جلودار و همکاری آقای مهندس منصور زیبایی و مدیریت انفورماتیک به ویژه مهندس حریزی بزرگوار در سال 1393 ارتباط از طریق شبکه سازمانی با همه سدها ونیروگاهها و حتی شبکه های آبیاری و امور آبها برقرار شد و پست الکترونیکی نیز منسوخ شد، که این گامی بزرگ به شمار می رفت.هنوز این بستر برای تبادل اطلاعات با نیروگاهها سدها و شبکه های آبیاری وجود دارد.

در زمینه دریافت آمار برق باید از آقای مهندس منصور زیبایی ، امین دقایقی ، ناصر عیدانی ،محمد دهفولی ،محمد امین گندمی ،احسان کرمی و خانم آزاده دهدشتی که در مقاطعی در تکمیل اطلاعات بانک برق همکاری داشتند، تشکر بکنم.

امین دقایقی

ناصر عیدانی

منصور زیبایی

محمد دهفولی

محمد امین گندمی

آزاده دهدشتی
و البته پس از یک دهه این شبکه ارتباطی موثر بین تمام سدها، نیروگاهها و شبکه های آبیاری و امورآبها با سازمان برقرار است و دریافت و ارسال آمار به راحتی صورت می پذیرد. دیگر خبری از کاغذ دورنگار، وتلفن های پیاپی نبود.
روزگار با مهندس جلودار ادامه یافت .

9 اردیبهشت 1386 مرکز کنترل آب وبرق (رصدخانه فعلی)

6 تیر 1386 ارائه پاورپوینت فعالیتهای مرکز کنترل آب وبرق و برنامه ریزی انرژی


سد کوثر 27 آذر 1390



احسان کرمی، سعید جلودار،بابک شهنی دارابی،ناصرعیدانی و فردادعزیزکریمی
سد سیمره 12 اردیبهشت 1391

شهریور 1394
ایشان پس از سالها کار پرتلاش و صادقانه که توام با پاکدستی و ایمان به هدفش بود، در پایان سال 1402 بازنشست شدند و من برای ایشان در ادامه زندگی آرزوی موفقیت می کنم.
همچنین دیگر قهرمانان قصه ما، استاد مهندس محمود قربانی سمت چپ در پایان سال 1397 ودوست عزیز مهندس منصور زیبایی در پایان سال 1401 به بازنشستگی نائل شدند


قهرمان دیگر قصه ما مهندس ناصر وفادار رییس دیسپاچینگ ملی کشور در پایان سال 1398 بازنشست شدند و برای این عزیزان همیشه آرزوی لحظات خوب و پرآرامش می کنم.

آقای احمدی بهبهانی مدیر سابق دفتر بازار برق اردیبهشت 1405 بازنشست شدند
اما این کمترین در پایان سال 1395 با پایان دوره ماموریتم در معاونت بهره برداری سد و نیروگاه به معاونت مطالعات پایه و طرحهای جامع منابع آب پیوستم و کار خود را در زمینه برنامه ریزی تولید و انرژی خاتمه دادم و این کار توسط مهندس بابک کسایی دنبال می شود و ایشان زیرنظر دکتر ایمان گرامی مقدم که اکنون مدیر دفتر بهره برداری نیروگاهها هستند، فعالیت می کنند.

ایمان گرامی مقدم مدیردفتر بهره برداری نیروگاهها

بابک کسایی رییس گروه برنامه ریزی انرژی
و بنده برای ایشان در انجام وظایفشان آرزوی موفقیت می نمایم.کار برنامه ریزی انرژی اما همیشه ادامه دارد .زیرا چرخ توربین همزمان با چرخ گردون همیشه می چرخد .
لازم به ذکر است این متن که شرح مختصر فعالیت برنامه ریزی انرژی نیروگاههای برقابی از سال 1381 تا 1396 می باشد، به تایید مهندس محمود قربانی،دکتر فراز رابعی ،خانم دکتر مریم هواخور،مهندس سعید جلودار،مهندس ناصر وفادار و آقای حمید احمدی بهبهانی رسیده است و بنده از تک تک این عزیزان تشکر ویژه دارم.
و در پایان
اینک داستان او
وقتی که باران بارید او از خواب بیدار شد . قطرات باران به صورتش می خورد و به او گفتند بیدار شود و راه بیفتد و او هنوز گیج و خمار بود بیدارشدن از خواب شیرین زمستانی در نزدیک بهار البته سخت بود.اما در بهار یادها بیدار می شوند و خوابها فراموش می شوند. در بهار مردگان دوباره زنده می شوند و خفتگان از خواب بر می خیزند.او خواب آلود راهی شد دور وبرش خیلی شلوغ شد .وقتی سه ماه پیش در اوج زمستان به اینجا امد و به خواب رفت همه جا سرد و سفید بود .


اکنون شور وشوق همه جا را فراگرفته است. محشر بزرگی برپا شد یکی از همراهان که خیلی شیطان و بازیگوش بود به شوخی به او گفت کوچولو لباس سفید خوابت را دربیاور باید لباس جدید شکلاتی بپوشی. وقت جشن است نه وقت خواب. ببین همه دارند می رقصند .بهار شده وقت جشن است.راستی تو چقدر خوشگلی
و او این کار را کرد و دید همه دارند شکلاتی پوش می شوند کسانی که لباس شکلاتی که لباس ست این جشن بود نداشتند در گل و لای باران بهاری غلت می زدند تا شکلاتی پوش و خوشگل بشوند.

وقتی که با کاروان که لحظه به لحظه بیشتر می شدند به پایین می رفتند چوپانی را دید، آهسته و با عشوه به چوپان سلام کرد .چوپان گویی از خواب پرید و به او نگاه کرد و قلبش تسخیر شد اما او عجله داشت و چشمان بهت زده چوپان را رها کرد و با سایرین به راهش ادامه داد. او تازه متوجه صدا و جذبه جادویی خود شد لذا به هرکس که می رسید سلام می کرد و همه را سحر کرد . سرانجام پس از ساعتها پیاده روی به یک دیوار بزرگ برخوردند و به او گفتند باید لباس شکلاتی را به پایین پرتاب کند و لباس آبی آسمانی بپوشد و او چنین کرد. لباس خود را به پایین پرت کرد و چون آسمانی دل بود پس آسمانی پوش شد .اکنون او و همه دوستانش نیلی پوش و آسمانی شده بودند ولی اینک سکوت و آرامش بر آبی پوشان مستولی شد و از همدیگر می پرسیدند باید چه بکنیم کسی را یارای ایستادن نبود.


یکی از یاران به سایرین گفت باید به جلو برویم. اما می دید که همه دوستان به پایین پرتاب می شوند و او نیز ترس را رها و خود را رها کرد. گویی بر سرسره آسمانی سوار شده است و او از دریچه ای بزرگ عبور کرد چرخی بزرگ با غرش به صدا درآمد و نوری خیره کننده به آسمان برخاست و لذتی بزرگ بر او مستولی شد و ناگهان دید از دیوار عبور کرده است. احساس می کرد به شهربازی بزرگی وارد شده است و خوشحال وبچه گانه می توانست سرسره های بسیاری را پایین برود و قهقهه بزند و لحظاتی بعد دیوار دیگری را دید این دفعه با هیجان وشجاعت بیشتری بار نیز با شیطنت از سرسره و دریچه عبور کرد و به پایین دست لغزید و برگشت و به دیواره کارون سه نگریست و با صدای بلند فریاد زد بدرود ای بزرگ ماندنی .کارون سه که از این همه زیبایی در شگفت شد،بر خود لرزید و او رفت .
او از سه سد دیگر نیز عبور کرد و سرافراز و سربلند،پرغرور و باوقار برای آخرین بار از دره لندر و از زیر گدارلندر عبور کرد. او فهمیده بود که کار بزرگی انجام داده است.


وقتی که از گتوند عبور کرد، شوری برای لحظاتی کام او را تلخ کرد اما همچنان خرامان و وسوسه برانگیز وارد دشت زیبا شد به همه کسانی که او را دوست داشتند سلام کرد و برای همه کسانی که او را دوست نداشتند دعا کرد و از پل معلق اهواز با افتخار گذشت.

وقتی صدای سلام او را شنیدم قلبم از جا کنده شد.صدای سلام او در همه شهر پیچید . از درب خانه بیرون پریدم و کوچه های این شهر را یک نفس دویدم اما وقتی رسیدم که او رفته بود.جوان ماهیگیری به من اشاره کرد که او به پایین رفته است از او پرسیدم به تو هم سلام کرد جوان با غرور و هیجان زده گفت بله او زیباترین زیبارویان بود.
و من با حسرتی و شوق بسیار دویدم تا به او برسم.کوت امیر، فارسیات ،دارخوین مارد وبهمنشیر را جا گذاشتم و سرانجام به کناره دریا رسیدم اما همه مسیر و عمر دیر رسیدم .او به دریا پیوسته بود و برای همیشه در اعماق دریا ناپدید شد و من ناامید زانو زدم در غروب اروند ناظر حرکت سایر قطرات آب به سوی دریا بودم و قطره اشک من هم با آنها مخلوط شد. پیرمردی که این صحنه را دید دستی به شانه من زد و به من گفت او نمی توانست اینجا بماند آلودگی های رودخانه چنان بود که او توان و تحملش را نداشت و باید به دریا می پیوست.او پاک بود و باید پاک می ماند اینجا جایش نبود.آب روان اگر جایی بماند گنداب می شود باید برود تا به دریا و آزادی برسد.
با بغضی در گلو فریاد زدم اما دریا شور است و او شیرین بود.خیلی شیرین بود. .پیرمرد پاسخ داد دریای شور اما پاکتر از رودخانه آلوده و پر از پساب است و من سرگشته برگشتم در مسیر دیدم همه جا روشن است او همه جا را روشن کرده بود .با نیروی عبور او و سایر قطرات آب بود که چرخ ژنراتورهای سدها چرخید و همه جا روشن شد و این یادگار او بود و همه جا می درخشید.

سالها بعد از پرندگان دریایی شنیدم، که او را در دریاهای دوردست دیده بودند، که داشت می خندید و به پیش می رفت گروهی گفتند که او به اعماق اقیانوس رفته تا برای همیشه آنجا بماند و یک پرنده دیگر دریایی گفت به او گفته شاید روزی به آسمان برود تا در سرزمینی دوردست دوباره ببارد و شاید هزار سال دیگر بار دیگر بر کوهرنگ فرود آید و دوباره همسفرکاروان کارونیان شود .من قول دادم تا ان موقع صبر کنم تا وقتی دوباره از پل معلق گذشت و سلام کرد این دفعه او را ببینم.این عاشق دل شکسته منتظر هست حتی اگر هزار سال طول بکشد.















