معیار سنجه این رویکردهای اشتباه، همه بحرانهای آبی و زیست-محیطی هستند که سالهاست کشورمان با آنها دست و پنجه نرم میکند (مثل بحران فرونشست زمین، خشک شدن دریاچه ارومیه، تالاب هورالعظیم و سایر تالابهای کشور، رشد چشمگیر کانونهای ریزگرد، پیشروی آب دریا به رودخانهها، آلودگی هوای شهرهای بزرگ و……).
نکتۀ دیگر این است که «بهتر از قبل ساختن ایران بعد از جنگ» (که آقای دکتر عارف معاون اول رئیس جمهور بر آن تاکید دارند) در امور زیر بنایی نباید تنها متکی بر شکل ظاهری بازسازیها باشد، بلکه باید معطوف به تغییر رویکردها و بازنگری در سیاستگذاریها و رفع و رجوع اشتباهات گذشته، و البته منطبق بر استعدادها و محدودیتهای سرزمینی کشورمان (و یا به عبارتی آمایش سرزمین) استوار شوند.
بازسازی فیزیکی خرابیها فقط به پول و پیمانکار نیاز دارند، که در برخی موارد کاربر دارد، در حالی که بازنگری در سیاستگذاریها یا حکمرانی -که کشورمان خصوصاً در بخش آب، کشاورزی و محیط زیست شدیداً به آن نیازمند است- به اتاق فکر و بهکار بستن خرد و استفاده از عالمان و دانشمندان این بخش نیاز دارد که کشورمان بی نصیب از آنها نیست، فقط اراده میخواهد و وقتگذاری بدون هیچ هزینهکردی.
استنتاج مسیر حکمرانی درست و پایهگذاری صحیح سیاستگذاریها از دل این اتاقهای فکر میتواند بیرون کشیده شود که نتیجه آن حفظ پایداری سرزمینی و اصلاح اشتباهات گذشته و کاهش هزینههای ملی برای کشورمان خواهد بود.
فضای گرگ و میش نه-جنگ نه-صلح فعلی، که خواسته یا ناخواسته شروع بازسازیها و ساختن فیزیکی خرابیها را به تاخیر انداخته، این فرصت را فراهم نموده تا در این فاصله و تا شکلگیری صلحی پایدار، اتاقهای فکر در همه بخشها فعال شوند و عالمان و اندیشمندان وظیفه خود را در قبال جامعه خود ایفا نموده، نقشه راه رشد و تعالی کشور و ساختن ایرانی آباد و مترقی را استخراج نمایند.















