
انجام این عملیات من را به یاد زمانی انداخت، که برای بازگشایی پیشین در 26 فروردین 1395 از اهواز به سد دز رفتیم . در آن روز متوجه شدیم که برنامه گشودن شیرآبیاری سد دز مصادف با وقوع سیل غیر منتظره ای شده است . این یک خبر بد برای مردم در پایین دست و یک خبر خوب برای کار ما بود . زیرا عملیات گشایش شیر آبیاری را تسهیل می کرد . حالا وفور آب باعث می شد تا گل و لای خارج شده از شیر آبیاری میان سیل خروشان مجالی برای عرض اندام پیدا نکند و ما بتوانیم بدون محدودیت شیرهای آبیاری را باز کنیم .
فیلم زیر از پایگاه آپارات مراحل ساخت سد دز در اواخر دهه سی و ابتدای دهه چهل نمایش می دهد.
https://www.aparat.com/v/y43wd9t
سد دز قدیمی ترین سد نو در استان خوزستان است.این سد در سال 1341 آبگیری شد .در زمان ساخت سد در اواخر دهه سی شمسی سازندگان ایتالیایی سد به ما اعلام کردند که رود بختیاری از سرشاخه های اصلی رود دز که بیش از ۶۰ درصد آورد سد را تامین می کنند بیش از ۸۵ درصد رسوب را به پشت سد دز می فرستند .لذا باید یک سد برای محافظت از سد دز در بالادست این سد ساخته شود و رسوب در آن به دام بیفتد و اینگونه عمر سد دز به بالای ۱۰۰ سال می رسد .
در آن زمان سازندگان ایتالیایی از لزوم ساخت یک سد محافظ برای کنترل رسوب در آن می گفتند.اتفاقی که هرگز نیفتاد و رسوبها در طول سالها به آن وارد شدند و باعث شد تا سد دز بخشی از حجم مفید خود را ازدست بدهد.زیرا رسوبها آن فضا را اشغال کردند.
برای من به عنوان یک کارشناس جوان ابتدای دهه هشتاد خورشیدی این سد نماد قدمت، قدرت و شهرت بود. در سال 82 به این سد برای بازدید رفتم و چون در آن زمان چهل سال از ساخت سد می گذشت، انتظار داشتم با یک سازه کهنه روبرو شوم اما سد دز ثابت کرد که می تواند چهل سال دیگر نیز جوان ، پابرجا و استوار باقی بماند.
در نیمه نخست دهه هشتاد بر خلاف نیمه دوم این دهه شاهد وقوع سیلابهای مخوفی بودیم .بدون شک بزرگترین سیلاب تاریخ این حوضه در روز 23 اسفند 1383 رخ داد . حوضه دز سیلابهای سنگین بسیاری به خود دیده است که سیل 6 فروردین ۱۳۹۸ با دبی ورودی روزانه 4158 متر مکعب بر ثانیه ، سیل 26 فروردین 1395 با دبی 4397 متر مکعب بر ثانیه ،20 بهمن 84 با 4124 متر مکعب بر ثانیه ،10 فروردین 77 با 4571 متر مکعب بر ثانیه ،9 آذر 73 با 4419 متر مکعب بر ثانیه و 13 اسفند 65 با 3551 متر مکعب بر ثانیه و…از آن جمله هستند. ولی سیل 22 اسفند 83 با دبی 5689 مترمکعب بر ثانیه بسیار شدیدتر بوده است.
روایت بیست و یکمین سالگرد بزرگترین سیلاب تاریخ سد دزدر آن شب تا صبح در اداره مشغول آمار گرفتن و کنترل وضع مخزن بودیم . مشابه همین اتفاق در سیل 2 اردیبهشت 1382 و سیل 20 بهمن 1384 نیز رخ داد و زمانی که 6 فروردین 1386 و سپس 22 فروردین که آخرین سیلاب مهم دهه هشتاد بود، باز سد دز درگیر سیل و گشودن سرریز شد بر آن شدم تا این بار دوباره و البته در یک روز سیلابی و سرریزی به محل سد بروم و البته همسرم خانم مهندس مژده مرادی نیز که خود کارشناس بخش هیدرولیک معاونت وقت توسعه سد و نیروگاه بود، با من همراه شد تا یک روز خاطره انگیز در سد دز و زمانی که سرریز آن با 1200 متر مکعب بر ثانیه باز بود را رقم بزنیم.
من از دوستان سد و نیروگاه دز در آن زمان مرحوم دشتی پور ،مهندس بهروز پاپی که بعدها نام خانوادگیش را به رادکیا تغییر داد و همچنین شادروان مهندس سیامک جلیل نیا را می شناختم
در روز 28 فروردین 1386 مهندس پاپی یا رادکیا که معاونت وقت بهره برداری نیروگاه بود از ما استقبال کرد .

هدف اداری من در آن روز دریافت آمار تولید و بهره برداری این نیروگاه در سالهای گذشته برای تکمیل بانک اطلاعاتی مرکز کنترل آب و برق سازمان بود و البته مهندس پاپی یا رادکیا به تازگی جایگزین مرحوم دشتی پور شده بود که در اننتهای سال 1385 به رحمت خدا رفته بود و همچنین دوست دیگرم مرحوم سیامک جلیل نیا نیز که در آن زمان در نیروگاه فعالیت می کرد را نیز زیارت کردم.

1 خرداد 1386 نفر وسط مهندس جلیل نیا
مهندس سیامک جلیل نیا بعدها و پس از بازنشستگی مهندس رادکیا معاونت بهره برداری نیروگاه دز شد و متاسفانه طی عمل قلب در مرداد 1403 از میان ما رفتند.

به فروردین 1386 برمی گردیم . جایی که ما به محل سد رسیدیم.سرریز سد دز بر اثر موج دوم سیل فروردین که از 22 فروردین 1386 آغاز شده بود سرانجام در 25 اردیبهشت گشوده شد و سپس روند خروج آب از سرریز شدت گرفت و زمانی که ما در 28 فروردین به آنجا رسیدیم سرریز با دبی 1200 متر مکعب بر ثانیه گشوده بود.پس از دریافت آمار و اطلاعات به کنار پایاب آمدیم و مناظر شگفت انگیزی دیدیم که تا یک دهه بعد قابل تکرار نبود.
سرریز با قدرت باز بود . البته در جریان سیل 2 اردیبهشت 1382 نیز سرریز با دبی 4000 متر مکعب بر ثانیه گشوده شده بود . در آن روز من در محل دریافت آمار بودم اما در 28 فروردین 1386 این چنین در کنار پایاب مشغول لذت بردن از منظره و رنکین کمان بودم سرریز تا 12 خرداد باز بود . اما از شیر آبیاری دز که درجلوی سد می باشد آبی عبور داده نشد.
در واقع سد دز سه دریچه خروجی اصلی دارد نخست نیروگاه است که دارای 8 واحد است و البته در سالهای اخیر روند افزایش ظرفیت واحدهای هشت گانه از 65 مگاوات به 90 مگاوات در دست اقدام است. نیروگاه در صورت کار به صورت کامل قادر به عبور 330 متر مکعب بر ثانیه آب بوده که البته با افزایش ظرفیت نیروگاه این رقم بیشتر خواهد شد . سازه دیگر سرریز است که در تکیه گاه چپ و در دل کوه با کنگلومرای بختیاری قرار دارد و دو تونل به قطر 13.5 و 14 متر دارد و قادر است 6000 متر مکعب بر ثانیه آب عبور دهد .

و سازه سوم سه دهانه شیر آبیاری می باشد که در جلوی سد قرار دارد

و هر کدام از این شیرها قادر هستند 75 متر مکعب بر ثانیه آب از سد عبور دهد و در مجموع 225 متر مکعب بر ثانیه آب از مخزن خارج کند.

شیر آبیاری دز در ابتدای ساخت سد تنها سازه خروج آب از سد بود.داستان شیر آبیاری اما تفاوتهای زیادی با سرریز دارد
سرریز در تراز 335 متر از سطح دریا است اما تراز کف شیر آبیاری در عدد 220 قرار دارد.لذا رسوبهایی که در طول چند دهه به دیواره سد رسیدند دور و بر دریچه شیر آبیاری اتراق کردند و کار گشودن آن را سخت و سخت تر کردند
حجم اولیه سد دز در سال 1341 در تراز حداکثر یعنی 352 تراز نرمال، 3460 میلیون متر مکعب بود . در سال 1384 پس از چهل سال در اثر رسوب گذاری این حجم به 2856 میلیون متر مکعب و در سال 1395 پس از نزدیک به 54 سال به 2658 رسید و اگر هیدروگرافی جدیدی گرفته شود قطعا باز کاهش نشان می دهد. دقیقا 800 میلیون از 3460 یعنی 23 درصد از حجم مخزن در اثر رسوبات کم شده است. همچنین در تراز 275 رقوم آبگیر نیروگاه یا intake این حجم در ابتدای ساخت بالای 600 میلیون متر مکعب بود و در سال 84 به 213 میلیون متر رسید و در سال 1395 به 144 میلیون متر مکعب رسید و اگر احتمالا امروز پس از 10 سال هیدورگرافی جدیدی گرفته شود به زیر 100 میلیون می رسد و تا ده سال اینده رسوب آبگیر توربین را خواهد گرفت و نیروگاه دز از کار خواهد افتاد و ضربه ای سنگین به تولید برق و کنترل فرکانس و ولتازخواهد آمد زیرا نیروگاه دز از انعطاف پذیرترین نیروگاههای کشور است و سالها به تنهایی بار کنترل فرکانس و نوسانات شبکه کشور را بر عهده داشت.ما که اصلا دوست نداریم منابع تولید برق کشور را از دست بدهیم. در ان زمان یعنی ده سال دیگر که بنده اگر زنده باشم بازنشسته خواهم شد. در آن زمان باید آب از سرریز برای پایین دست عبور داده شود زیرا پشت دریچه شیر آبیاری آن نیز اسیر رسوب شده است و چون تراز قابل عبور آب سرریز 335 است درتراز پایین تر -که مثلا در بسیاری از اوقات سال در این محدوده هستیم-باید شیر آبیاری برای خروج آب از سد باز شود و چون در آن محدوده رسوب فراوان است .آب گل آلودی مانند ژله روانه مردم پایین دست خواهد شد .این آینده سد دز است.اما چرا اینگونه شد؟
در زمان ساخت سد در اواخر دهه سی شمسی سازندگان ایتالیایی سد به ما اعلام کردند که رود بختیاری از سرشاخه های اصلی رود دز که بیش از ۶۰ درصد آورد سد را تامین می کنند، بیش از ۸۵ درصد رسوب را به پشت سد دز می فرستند .لذا باید یک سد برای محافظت از سد دز در بالادست این سد ساخته شود و رسوب در آن به دام بیفتد و اینگونه عمر سد دز به بالای ۱۰۰ سال می رسد . سد بختیاری در منطقه تنگ پنج هیچوقت ساخته نشد و در نتیجه سد دز دچار رسوب شد و به شرایط فعلی رسید سد بختیاری قرار بود با ۳۰۰ متر بلندترین سد قوسی جهان شود و البته منطقه و کوههای سر به فلک کشیده چنین امکانی را می داد در آن منطقه به دلیل صعب العبور بودن مسیر روستا و اماکن زندگی چندانی نیست و فقط رودخانه و تنگه وجود دارد.در این تنگه درختان بلوط چندانی نیست ولی غیرقابل دسترس بودن مسیر و مخالفتها و مشکلات مالی مانع ساخت این سد شد.
برخی دوستان برای رفع مشکل رسوب سد دز پیشنهادات جالبی دارند مانند تخلیه رسوب لایروبی یا تخلیه دوره ای دارند.اینکه چگونه می توان ۲۰۰ متر به زیر آب رفت و رسوب را تخلیه کرد امری در ظاهر ساده است اما اگر دستگاهی یا وسیله ای بتواند ۵۰ متر زیر آب برود در اثر فشار مثلثی آب خرد و له می شود این یک اصل ساده مکانیک سیالات است .پس رسوبات کف دریاچه و ۲۰۰ متر زیر آب قطعا غیر قابل دسترس است.
یک راه دیگر تخلیه رسوب تخلیه مخزن است تا به رسوب دسترسی پیدا کنیم. اما سد دز همیشه میزبان رواناب ورودی دائمی است و امکان تخلیه و سپس رسوب زدایی نیست و در ضمن به دلیل مشکلات پایداری بدنه امکان تخلیه مخزن نیست یعنی باید همیشه لااقل بالای تراز ۳۰۰ متر باشیم و از آن پایین تر نرویم و در نهایت همانطور کهملاحظه کردید در خشک ترین فصل سال پایین دست به شدت به آب و تقویت جریان رودخانه از مخزن نیاز دارد و اگر مخزن را در تابستان برای تخلیه رسوب، خشککنیم یک فاجعه کامل در پایین دست رخ می دهد
یک راه دیگر تخلیه دوره ای است راه جالبی است سد دز سه شیر آبیاری دارد که در زمان ساخت سد در غیاب نیروگاه که بعدها ساخته شد محل خروج آب تنظیمی از مخزن بود ولی بعدها همانطور که گفته شد پشت آن رسوب جمع شد.
به تدریج با راه اندازی نیروگاه استفاده از شیر آبیاری اهمیت خود را از دست داد. واحدهای نیروگاه دز از اردیبهشت 1342 تا مهر 1350 یکی یکی وارد شبکه شدند و حالا تلاش میشد از آب خروجی تا حد امکان برق گرفته شود .شبکه برق در ابتدای دهه پنجاه به شدت رشد میکرد. لذا شیر آبیاری تنها گاهی اوقات باز میشد . از سویی دیگر با عدم ساخت سد بختیاری در بالادست سد دز و افزایش میزان رسوب در سد دز ، بازشدن این دریچه سبب گل آلود شدن رودخانه در پایین دست می گردید. بین سالهای 1351 به بعد، شیر آبیاری تنها در روزهای خاصی باز می کردید در حالیکه در دهه چهل و زمانیکه نیروگاه هنوز به طور کامل وارد مدار نشده بود ،شیر آبیاری به طور پیوسته باز بود.این روند از سال 1360 شدت گرفت و شیر آبیاری کارکردش را به تدریج از دست داد و همزمان با افزایش رسوب پشت سد ،دیگر باز کردن آن سبب اختلال و آلودگی در پایین دست می شد.
از سال 1382دیگر بازکردن شیر آبیاری منسوخ گردید و باز شدن یک عملیات پرریسک وخطرناکه با آیین نامه های ویژه گردید . جایی که باید آمادگی های بسیاری صورت می گرفت . آب فراوانی از سرریز برای رقیق کردن جریان خروجی از سرریز خارج می شد و چندین نامه نگاری و هشدار به پایین دست داده می شد . لذا تنها در یک سال سیلابی و پراب این امر امکانپذیر میشد سالهایی که به تدریج در طی یک دوره طولانی خشکسالی کمتر میشد .
در طی دو دهه گذشته بازشدن شیر تنها محدود به روزهای خاصی شد
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
۲۶ فروردین ۱۳۹۵
۲۷ و ۲۸ خرداد ۱۳۸۲
۷ ،۸ و ۹ فروردین ۱۳۸۲
20 تا۲۳ فروردین ۱۳۸۱
لذا عملا از سال 1382 دیگر شیر آبیاری گشوده نشد و زمانی که ما در فروردین سال 1386 و گشودن سرریز به محل سد رفتیم ،هیچ برنامه ای برای گشودن شیر آبیاری وجود نداشت و البته پس از اتفاقات فروردین 1386 که نزدیک به 2 میلیارد متر مکعب آب از سریز عبور داده شد ، ما با یک خشکسالی طولانی مدت روبرو شدیم . در پاییز و زمستان 1386 با وجود سرمای شدید ولی بارندگی موثری نداشتیم تا اینکه خشکسالی شدید سال 1387 رخ داد و این امر سالها طول کشید . در این ایام معمولا مخازن سیلاب و آورد مناسبی نداشتند . لذا هرگونه بازکردن شیر آبیاری برنامه ای لاکچری محسوب میشد و ما تمام تلاشمان در این سالها تکمیل ظرفیت مخزن با آوردهای محدود، تامین نیاز آب و برق در ایام گرم سال و گذر از بحرانهای پی در پی بود تا اینکه به سال 1395 رسیدیم . در این سال از ابتدا برنامه هایی برای گشودن شیر آبیاری پس از بیش از یک دهه انجام میشد و جلساتی برپا شد.
در روز 18 فروردین 1395با پیش بینی وقوع بارش جلسه ای برپا شد و مقر گردید تا هیدرگرافی پیش از بازشدن شیر آبیاری انجام شود. در روز 21 فروردین اکیپی برای این کار به محل سد اعزام شد و همکار سازمانی مهندس مصطفی نکوییانفر اقدام به ترسیم خطوط هیدرگرافی با فواصل 15 متری و 33 مقطع عرضی و یک مقطع طولی کردند.

بازه مورد کار محل سد تا 500 متر در دریاچه بود.از دستگاه عمق یاب اکوساندر برای عملیات هیدروگرافی استفاده شد.همچنین از دستگاه SVP یا سرعت سنج پروفیل برای تعیین سرعت صوت در هر عمق استفاده شد
مصطفی نکوییانفر کارشناس باسابقه هیدروگرافی پیش و پس از گشودن روزهای پرکاری داشت . آفتاب تیز سد دز او را رها نمی کرد

از سویی دیگر عملیات آمادگی بازگشایی شیرهای آبیاری با دادن هشدار به تمامی ارگانها و نهادهایی که در پایین دست رودخانه منتفع بودند ادامه یافت . قرار بود همزمان با گشودن شیر آبیاری، سرریز سد نیز پس از سالها باز شود تا آب رها شدده از سرریز باعث رقیق شدن گل و لای خارج شده از رسوب پشت دریچه های شیر آبیاری گردد.
این سوی قصه من به عنوان برنامه ریز تولید انرژی کار چندان سختی در پیش نداشتم . در آن روز قرار بود همزمان با شیر آبیاری و سرریز، نیروگاه نیز با تمام توان فعالیت کند . لذا هماهنگی با مدیریت شبکه برق کشور و دیسپاچینگ ملی انجام شد . این آخرین سال فعالیت من در این بخش بود . از سال 1384 تا ابتدای 1396 بنده در بخش برنامه ریزی تولید مرکز کنترل آب و برق فعالیت داشتم .
در روز چهارشنبه 25 فروردین 1395 مهندس فرداد عزیزکریمی که اکنون رییس آزمایشگاه سازمان آب و برق خوزستان است و در آن زمان در بخش حفاظت کیفی فعالیت می کرد، به من پیشنهاد کرد تا با گروه آنها برای انجام این کار به سد دز بروم. بر تردید و تنبلی خود غلبه کردم و تصمیم گرفتم روز پنج شنبه و تعطیل خود با آنها همراه شوم.روزی تاریخی در پیش بود و من این چنین فرصتی را که در طول دوران خدمتم تنها یکبار نصیبم می شد را از دست ندادم.


اوضاع عادی پیش می رفت . باران از صبح چهارشنبه شروع شد و انتظار می رفت یک سیل معمولی وارد دریاچه سد بشود.
تراز سد 347.5 بود و تا تراز 352 و پرشدن مخزن فاصله وجود داشت مخزن 180 میلیون متر مکعب فضای خالی داشت و در حالیکه ورودی به مخزن از رقم 700 متر مکعب بر ثانیه به آهستگی زیاد می شد، دبی در نیمه شب به ناگهانی به 3000 متر مکعب بر ثانیه رسید و روند همچنان افزایشی بود . لذا پس از رصد اوضاع و ایستگاههای بالادست در تله زنگ و تنگ پنج نتیجه گیری شد تا سرریز سد که قرار بود فردا و برای عملیات فلاشینگ (Flashing) یا تخلیه رسوب از طریق شیر آبیاری باز شود ، زودتر باز شود و در نیمه شب دستور صادر شد. اما ورودی به مخزن روی کاهش نداشت و به شدت در حال افزایش بود.در آن زمان مهندس سعید رئوفی نسب مدیرعامل سد و نیروگاه دز بود.

با افزایش سریع ورودی همه به وحشت افتادند. پس از سالها خست آسمان گویی ابرها در حال پرداخت همه بدهی به صورت یکجا بودند. دیگر باید خروجی سرریز را لحظه به لحظه زیاد می کردند/ مهندس نادر افشاری معاونت وقت بهره برداری سد و نیروگاه که اوضاع را بحرانی دیده بود ساعت یک بامداد از اهواز به سمت سد حرکت کرد.
در همان زمان درحوضه همسایه یعنی سد کرخه نیز سیل سنگینی چند پیک با حداکثر4700 متر مکعب بر ثانیه آمد اما سد کرخه سیل را کنترل کرد و دبی خروجی در حدود 120 متر مکعب بر ثانیه از مخزن عبور داد در نتیجه شهرهای پایین دست هیچ چیز احساس نکردند این در حالی است که سه سال بعد و در جریان سیل فروردین 98 سد کرخه تنها 1960 متر مکعب بر ثانیه در برابر ورود بالای 8000 متر مکعب برثانیه به مخزنش خارج کرد و خسارات سنگینی به مردم هویزه بستان و حمیدیه وارد آمد به هر حال اگرسد کرخه نبود معلوم نبود این مناطق با پیک 4700 سال 95 و پیک 10000 سال 98 چه می کردند؟
به هر حال در آن شب تاریخی مهندس افشاری از کرخه نگرانی نداشت و مسیرش را به سوی سد دز ادامه داد. وی از مرداد 1383 تا بهمن 1385 نیز معاونت بهره برداری سد و نیروگاه را بر عهده داشت و این اداره بالنسبه کارامد را خودش چارت بندی و تشکیل داده بود.او البته در جوانی سابقه جبهه داشت.

بعدها به مدیرعاملی شرکت بهره برداری شبکه های آبیاری مارون رسید و در سال 1383 اداره بهره برداری سد و نیروگاه را که با اضافه شدن سدهای جدید کرخه مارون کارون سه و مسجدسلیمان نیاز به تشکیلات مجزایی داشت را شکل داد.


بهمن 1384 جاده سد شهید عباسپور در اندیکای بارانی و سپس محل نیروگاه
وی دوباره در اردیبهشت 1393 به این جایگاه برگشت.

نادر خان همیشه شوخ طبع بود . اخلاق خاص خود را داشت . مهربان بود ولی من به عنوان یک کارشناس زیردست بارها با او جروبحث می کردم و حتی به حالت قهر از اتاقش بیرون می آمدم و این در کار طبیعی بود. همه افراد در دعواها حق را به خود می دهند و من نیز از این قاعده مستثنی نیستم.ایشان در شهریور 1396 بازنشست شدند.
به هر حال زمانی که مهندس افشاری در ساعت 4 بامداد روز 26 فروردین به سد رسید دبی ورودی سد به 8094 متر مکعب بر ثانیه رسید گویی دنیا به آخر رسیده بود . همه به وحشت افتاده بودند. مدیرعامل سد دز با استرس به او گفت خوب شد آمدی مهندس به دادمان برس.
باید سریع تصمیمی گرفته میشد چاره ای نبود مخزن جای کمی داشت . لذا خروجی سرریز را به عدد 3000 متر مکعب بر ثانیه افزایش دادند . باید تراز سد کنترل میشد ولی پایین دست تا حدی متاثر میشد . در این میان باز کردن شیرهای آبیاری برای تخلیه رسوب دیگر هیچ مشکلی تولید نمی کرد . زیرا رواناب فراوان سرریز، رسوب خارج شده از شیر آبیاری در عمل فلاشینگ را قورت می داد و در خود حل می کرد.
سالها خشکسالی اجازه این کار را نمی داد زیرا اگر شیر آبیاری باز میشد گل و لای بسیاری روانه پایین دست می شد و رودخانه به شدت آلوده می شد و ماهی ها دچار خفگی می شدند سال ۸۴ در زمان گشودن دریچه تی سه تخلیه رسوب سد عباسپور من به چشم خود دیدم ماهی ها به سوی کنار رودخانه در پایین دست هجوم آوردند و ماهیگیری کار خیلی راحتی شده بود.
اما اکنون سرریز با شدت باز بود و شیر آبیاری و رسوب خارج شده از آن در مقابل رواناب سرریز عددی نبود.
این سمت قصه ما از اهواز در ساعت 8 صبح حرکت کردیم من ، مهندس عزیز کریمی و مهندس رضابهشتی مدیر تعمیرات سدها در مسیر اخبار را دریافت می کردیم . البته از ساعت 6 صبح پیک ورودی دز روند کاهش گرفت اما همچنان دبی بالا بود.حالا دبی خروجی سرریز از 4000 متر مکعب بر ثانیه بیشتر شده بود.

ساعت 10 و نیم از گذرگاه سد دز عبور کردیم . پرس و جوی معمولی در نگهبانی انجام شد در آن روز افراد زیادی از مقامات مانند استاندار ، مدیرعامل وقت سازمان آب و برق خوزستان و… حضور داشتند. روز مهمی بود و ما از پیچها و تونل های منتهی به پایاب نیروگاه گذشتیم و زمانی که می خواستیم به محوطه پایاب نیروگاه برسیم شدت خروج آب از سرریز چنان بود که ما ناچار شدیم ، شیشه های خودرو را بالا بکشیم زیرا آب رهاشده از سرریز چنان سنگین بود که به سمت ما نیز می رسید و بر سقف خودرو می کوبید و ما از آن گذرگاه گذشتیم وارد محوطه شدیم . منظره جالبی بود
در پایاب سد مدیرعامل وقت سازمان مهندس محمدرضا شمسایی و همچنین مدیر مرکز کنترل آب و برق مهندس سعید جلودار و برخی دیگر از دوستان را دیدم . مهندس جلودار مشغول ارائه توضیحاتی به مهندس شمسایی بود.

در ساعت 11و 16 دقیقه سرانجام بنا شد تا شیر آبیاری وسط باز شود .تا پیش از این قرار بود تا هنگام باز شدن این شیر ،سرریز با دبی بالای 1000 متر مکعب بر ثانیه به صورت همزمان باز شود . اما اکنون ساعتها از گشودن سرریز می گذشت و دبی خروجی سرریز بالای 4000 متر مکعب بر ثانیه بود و البته رواناب سنگینی نیز پشت دروازه این سد می کوبیدند.
بازکردن دریچه شیرآبیاری پروتکل و قاعده مخصوصی داشت و اکنون و در ساعت 11 صبح روز 26 فروردین 95، حدود 13 سال از آخرین گشودن این شیر می گذشت. وانگهی رسوب سنگینی پشت این دریچه بود و البته دبی بسیار بالایی نیز به سد هجوم می آورد و تلاطم و آشفتگی بسیار زیاد بود. اگر کلیدهای این شیر فشار داده شود و شیر باز شد ولی سپس بسته نمی شد، اتفاق بسیار بدی می افتاد. زیرا سرانجام حالت سیلابی به پایان رسیده رودخانه شکل عادی می گرفت،دبی خروجی کم می شد و در آن شرایط یک جریان پیوسته رسوب،پایین دست را به نابودی می رساند.
در نتیجه کسی حاضر به اجرای دستور گشودن این شیرها نبود . مهندس افشاری که در محل بود،خود شخصا کلیدها و دکمه ها را فشار و شیر آبیاری وسطی باز شد .
به تاج سد رفتیم .و من در ساعت 11و 27 دقیق نخستین فیلم را از این لحظات تاریخی گرفتم . شیر آبیاری با 30 درصد گشودگی و دبی 42 متر مکعب بر ثانیه در معیت سرریز با دبی 4200 متر مکعب بر ثانیه گشوده شده بود.اگر موبایل از دستم می افتد 200 متر سقوط آزاد از او چیزی باقی نمی گذاشت.
در ساعت 11 و 34 دقیقه فیلم دیگری گرفتم . به وضوح حل شدن رسوب در دبی فراوان سرریز معلوم بود. دبی خروجی 301 متر مکعب بر ثانیه نیروگاه مانند دبی شیر آبیاری در برابر دبی 4200 متر مکعب بر ثانیه حرفی برای گفتن نداشتند
در ساعت یک و نیم بعد ازظهر قرار شد به صرف ناهار برویم. برای من که بسیار بدغذا هستم،طبق معمول یک نگرانی رخ داد. آیا غذا مطابق میلم هست یا خیر و زمانی که به اتاق صرف غذا رسیدم، دوستان مجموعه پایداری سدها دکتر یعقوب عرب،کامبیز امیری ،عادل شیشه گری و… را دیدیم . جمع ما جمع شد و من زیرچشمی غذا را دیدم و زمانی که قطعات جوجه را رویت کردم برای جلوگیری از پرس و جوهای دوستان که چرا فقط برنج سفید می خوری و احتمالا اسباب و سوژه خنده شوم از اتاق بیرون زدم.
و البته دست من خوانده شد . برخی از دوستان عادات عجیب و غریب من را می دانستند و مهندس شیشه گری که اکنون عضو شورای شهر اهواز است دنبال من دوید و صدا زد بابک بابک کجا می روی و من چیزی برای گفتن نداشتم. با سرافکندگی به اتاق برگشتم و آنجا بود فهمیدم دوستان برای من کوبیده سفارش دادند و من این چنین از گرسنگی کشیدن در یک روز مهم ماموریتی نجات یافتم.
در این فاصله موبایل ضعیف و کم جان خودم را نیز شارژ کردم و بخش مهم تری در راه بود. در این زمان دبی خروجی از سرریز برای دو ساعت به 4500 متر مکعب بر ثانیه و مجموع خروجی به 4800 متر مکعب بر ثانیه رسید .
حالا زمانی بود که از تاج سد به پایین باید می آمدیم زیرا قرار بود یک شیر دیگر نیز باز شود و ما کمی دیر به پایین رسیدیم . در ساعت 15 و 30 دقیقه که فیلم زیر را برداشتم دریچه چند دقیقه بود باز شده بود.خیلی وقتها انسان در زندگی دیر می رسد و آن یکی از آن لحظات بود. تکه های سنگین گل از دریچه سمت راست بیرون می آمد.
اکنون به پشت شیرهای آبیاری رفتم .از این زاویه آب رهاشده از سرریز مانند یک غول افسانه ای سفید رنگ بود.
زاویه ام را کمی تغییر دادم و این در ساعت 15 و 45 دقیقه بود.
در آن لحظات از زمین و زمان آب به بیرون می آمد و قطرات مه و تراوشات این آب فضا را گرفته بود.
اکنون نوبت سکانس اصلی و نهایی بود. شیر سوم نیز با 30 درصد گشودگی در ساعت 4 بعدار ظهر گشوده شد و البته درصد گشودگی شیر وسطی نیز به 40 درصد رسید . اکنون 93.5 متر مکعب بر ثانیه در مجموع آب از شیرهای آبیاری رها می شد که از 21 اسفند 1379 تا آن لحظه بی سابقه بود.
چون روند گشودن هر سه شیر با هم فقط یک ساعت تداوم داشت،فیلم دیگری برداشتم.
به سرعت شیرهای طرفین از حالت غلیظ بودن خارج شده و رنگ بهتری گرفتند.
در ساعت چهار بعد از ظهر تراوشات آب و بخار ناشی از خروج رواناب فضا را آکنده کرده بود
در ساعت 5 بعداز ظهر رنگ آب خروجی از هر سه شیر بهتر بود دیگر رنگ کدر و قهوه ای وجود نداشت.
و من مانند فاتحان در این زمان سلفی گرفتم . این صحنه که من کنار سه شیر باز سد دز حضور داشته باشم، قطعا دیگر تکرار نخواهد شد.از این اتفاقات شاید چند سال یک بار رخ دهد.این یک فرصت تکرارنشدنی بود.

لحظانی بعد شیر شماره سوم بسته شد و دیگر تا پایان عملیات باز نشد این شیر فقط همان یک ساعت باز بود. یک دهه باید طول می کشید که دوباره این شیرها باز می شدند.
در ساعت 7 بعداز ظهر و در حالی که باران مجددا و به شدت دوباره شروع شده بود تصمیم گرفتیم برگردیم و این فیلم از آن لحظات می باشد.
منظره آخر الزمانی بود.
البته عملیات گشودن شیرهای آبیاری تا روز بعد تا 29 ساعت ادامه داشت و دقیقا ساعت 16 روز 27 فروردین شیرهای آبیاری بسته شد .شیر آبیاری وسطی یا شماره دو به مدت 29 ساعت باز بود، که نخست با درصد گشودگی 30 درصد و از ساعت 15 روز 26 فروردین با درصد گشودگی 40 درصد به کار خود ادامه داد . شیر آبیاری شماره یک از 15:25 تا ساعت 10:30 روز بعد با درصد گشودگی 30 درصد به مدت 19 ساعت و سرانجام شیر سوم از ساعت 16 تا 17 روز 26 فروردین به مدت یک ساعت باز بود
اما سرریز تا 24 اردیبهشت یعنی یک ماه بعد البته با روند نزولی فعالیت کرد.
روند گشودگی شیرهای آبیاری
سیل فروردین 95 پس از یک دهه گویی ما را از خواب بیدار کردو این سیل پیشقراول سیل سنگین سه سال بعد در فروردین 98 بود. خروج بالای 4800 متر مکعب بر ثانیه آب از مخزن سد دز باعث آبگرفتگی در بخشهایی از دزفول و شعیبه شد.فیلم زیر اتفاقات آن زمان را ار دریچه دوربین شهرداری دزفول روایت می کند.
در شعیبیه بیش از 2 هزار و 700 خانوار با جمعیت 11 هزار و 800 نفر از این سیل متاثر شده اند.جاده ورودی به شعیبیه از سمت پل شعیبیه به اهواز و روستای ‘بیت فنیان’ بسته شد.روستاهای ابوطیور، ابوگراو یك و 2، چویس یك و 2 و سه، یحموره یك و 2، بیت ازغیر و بیت السید به طور کامل محاصره شد.روستای یزاب 1.5 متر زیر آب رفت. یقینا اگر سد بختیاری وجود داشت، این روستاها زیر آب نمی رفتند و محصول و زندگی مردم از بین نمی رفت.
اما چون در حوضه کارون و به طور همزمان و همچنین همانطور که گفته شد در سد کرخه سیل به طور کامل توسط مخازن کنترل شد، خسارتی به اهواز وارد نیامد زیرا پیچ و خمهای بامدژ مانند یک سد طبیعی پیک سیل را شکستند و دبی پیک ورودی به ایستگاه اهواز در حدود 1800 متر مکعب بر ثانیه بود ولی اگر سدهای کارون به ویژه سد گتوند نبودند، بر هم کنش پیکهای دو حوضه منطقه را دچار آبگرفتگی می کرد.
بررسی اثرات این بازگشایی بر پایین دست از همان زمان تا روز 1 اردیبهشت ادامه داشت.مکانهای نمونه گیری در تالخانی(محل ورود مسیل به رودخانه)، محل سد تنظیمی و سد انحرافی بود.

غلظت چند ساعت بعد به پایین دست یعنی سدهای تنظیمی در ابتدا و انحرافی در انتهای دزفول رسید.

به این ترتیب داستان بازگشایی شیرآبیاری در یک دهه پیش را به پایان می برم .
اما این مطلب را به دوست درگذشته خودم شادروان سیامک جلیل نیا معاونت نیروگاهی سد دز تقدیم می کنم.مردی که آن زمان در کنارمان بود و اکنون فقط یادش باقی مانده است.
افسوس که هیچ وقت قدر همدیگر را ندانستیم و با قاطعیت فکر کردیم تا ابد همه در کنار هم هستیم.افسوس که فکر کردیم انسان فانی این ساکن موقت این کره خاکی همیشه خواهد ماند.افسوس که همیشه فکر میکردیم سر فرصت یک روزی به یک دوست قدیمی تلفن می زنیمو جویای احوالش می شویم و هر بار به بهانه ای که خودمان برای خودمان درست کردیم، این مکالمه را عقب انداختیم، تا اینکه سرانجام به قیامت افتاد تا ما بدانیم خیلی وقتها فرصتها خیلی زود تمام می شود.افسوس که هرگز قدرحضور انسانهای پاک و مهربان را ندانستیم، تا اینکه خیلی دیر شود و فقط بگوییم افسوس که جلیل نیای دوست داشتنی اکنون دیگر بین ما نیست. دیگر هرگز تلفنش را جواب نخواهد داد. دیگر هرگز در ورودی نیروگاه دز زیر تاج سد کنار پایاب افسانه ای دز و پست برق برای ما آغوش گشوده نخواهد کرد. دیگر هرگز صدای بسیار مهربان او را نخواهیم شنید. اما نام او همواره با نیروگاه دز، سد دز، پست دز و هر آنچه متعلق به آنجا است، گره خواهد خورد و آن نام هیچوقت محو نمی شود، که انسانهای بزرگ فراموش نشدنی هستند و روح بزرگ این دوست قدیمی و دوست داشتنی از بستر برخواهد خواست، تا ابد بر بالاترین نقطه کوههای کنگلومرای مشرف به سد دز ماوا میگیرد.
او برای همیشه در سالن نیروگاه دز قدم خواهد زد. او به همکارانش لبخند خواهد زد او همیشه نگران سرریز، شیرهای آبیاری ، سد و تک تک واحدهای نیروگاه و پست برق خواهد بود. او همیشه در انتظار سیلابی دیگر خواهد بود تا مخزن لبریز گردد و باز از آب زلالش سر و صورت خود را جلا ببخشد و از آن جرعه ای بنوشد . او همیشه با چشماننگرانش به واحدهای نیروگاه خواهد نگریست تا بی وقفه برق تولید کنند که این پایان قصه او نخواهد بود.
بدرود مرد بزرگ

مطالب مرتبط
روایت بیست و یکمین سالگرد بزرگترین سیلاب تاریخ سد دز
















بسیار عالی و با جزئیات ارائه گردید.گردید.برای افرادی که دراین زمینه تخصصی ندارند و فقط عوارض آن را می بینند ازجمله رها سازی حجم بالایی از آب سدها و آبگرفتگی شهر و روستا تا تیرگی آب رودخانه ها.
سپاس از نویسنده گرامی برای دادن زوایای دید بهتر و بیشتر به پدیده های اینچنینی