• امروز : چهارشنبه, ۷ مرداد , ۱۴۰۵
0

بحران آب و شکست مدیریت پروژه‌محور

  • کد خبر : 2846
  • 28 اردیبهشت 1405 - 21:39
بحران آب و شکست مدیریت پروژه‌محور

مطالعه «حکمرانی آب در دلتا» در هلند نشان می‌دهد سازمان‌های آب با سه دوگانگی اساسی روبه‌رو هستند: تمرکز بر پروژه‌های ملموس یا اهداف بلندمدت، حفظ ثبات یا انعطاف‌پذیری، و کنشگری پیش‌دستانه یا واکنش به بحران. ‌در ایران نیز همین دیلماها دیده می‌شود؛ جایی که منطق پروژه‌محوری، تاب‌آوری و پایداری منابع آب را به حاشیه رانده است. مشکل اصلی نه کمبود دانش فنی، بلکه غلبه نگاه کوتاه‌مدت در ساختارهای تصمیم‌گیری است. نخستین گام، شناخت و به‌رسمیت‌شناختن همین دیلماهای ساختاری است.

بحران آب، دیگر یک چالش محلی یا ملی نیست؛ بلکه یک مسئله جهانی با ریشه‌های عمیق و پیامدهای بلندمدت است. در این میان، مطالعه تجربیات دیگر کشورها می‌تواند چراغی باشد برای یافتن راهکارهای مناسب. مطالعه موردی بنیادی “حکمرانی آب در دلتا” (Delta Governance) تحت عنوان «Governing long-term policy problems: Dilemmas and strategies at a Dutch water authority» که توسط پژوهشگران برجسته‌ای از دانشگاه واخنینگن در سال ۲۰۲۲ انجام شده است، به تشریح دیلماهای بنیادینی می‌پردازد که حکمرانی مسائل بلندمدت را در سازمان‌های دولتی شکل می‌دهند. این پژوهشگران، از جمله ویکه دی. پوت، آرت دی‌وولف و کاترین ترمیر، از اساتید برجسته و دانشمندان شناخته‌شده در سطح جهانی در حوزه حکمرانی سازگاری آب هستند و آثارشان در این زمینه مرجعیت دارند.این مطالعه موردی، با نگاهی قوم‌نگارانه، به بررسی عملکرد یک نهاد منطقه‌ای مدیریت آب در دلتای هلند می‌پردازد و به شکاف ساختاری میان ماهیت بلندمدت مسائل آب و منطق کوتاه‌مدت عمل سازمانی اشاره می‌کند. در واقع، این مطالعه از دل یکی از بنیادی‌ترین تناقض‌های حکمرانی معاصر آغاز می‌کند: تناقض میان ضرورت مواجهه با مسائل بلندمدت و فشارهای ساختاری برای تولید نتایج کوتاه‌مدت. این تناقض، در سازمان‌های آب ایران نیز به وضوح قابل مشاهده است. بحران آب در ایران، با انباشت سال‌ها بهره‌برداری بی‌رویه، تغییرات اقلیمی و فرسایش سرمایه اجتماعی، یک مسئله عمیقاً بلندمدت است. با این حال، پاسخ‌های سازمانی غالب، همچنان در چارچوب چرخه‌های کوتاه‌مدت – سال مالی، پروژه‌محوری، فشارهای سیاسی محلی – تعریف می‌شوند. این مسئله، نه استثنا، بلکه قاعده است.در قلب این مطالعه، مفهومی به نام “دیلما” قرار دارد. دیلما در این متن، به معنای یک وضعیت دشوار و متناقض است که در آن، انتخاب هر یک از گزینه‌های موجود، پیامدهای منفی به همراه دارد. مطالعه “مدیریت آب در دلتا” سه دیلما کلیدی را در حکمرانی مسائل بلندمدت شناسایی می‌کند که هر کدام، چالش‌های خاص خود را به همراه دارند:

دیلما سرمایه‌گذاری ملموس در برابر اهداف انتزاعی: سازمان‌های آب، برای حفظ مشروعیت و پاسخ‌گویی، تحت فشارند تا خروجی‌های قابل مشاهده و ملموس تولید کنند: پروژه‌ها، سازه‌ها و اقدامات فیزیکی. این امر، اغلب منجر به تمرکز بر “اشیای” قابل تحویل می‌شود. در مقابل، مسائل بلندمدتی مانند پایداری، تاب‌آوری و سازگاری اقلیمی، بیشتر در سطح اهداف و جهت‌گیری‌ها معنا دارند و به‌سختی در قالب یک “شیء” قابل تحویل‌اند. تمرکز افراطی بر اشیا می‌تواند افق بلندمدت را تضعیف کند، در حالی که تمرکز صرف بر اهداف، خطر ابهام و بی‌عملی را به همراه دارد. این دیلما، سازمان‌ها را در دوراهی قرار می‌دهد: آیا باید بر ساختن سدها و شبکه‌ها تمرکز کنند یا بر دستیابی به اهداف انتزاعی مانند پایداری منابع آب؟

دیلما ثبات در برابر پاسخ‌گویی: سازمان‌های آب برای کارآمدی و اعتماد عمومی، نیازمند ثبات، قواعد روشن و رویه‌های پایدار هستند. با این حال، مسائل بلندمدت، به‌ویژه در حوزه آب، به شدت پویا، نامطمئن و وابسته به تغییرات بیرونی‌اند. ثبات بیش‌ازحد، سازمان را در برابر تغییرات غافلگیرکننده ناتوان می‌کند، در حالی که پاسخ‌گویی افراطی، انسجام و جهت‌گیری راهبردی را از بین می‌برد. این دیلما، سازمان‌ها را در موقعیتی قرار می‌دهد که باید بین حفظ ثبات و انطباق با شرایط متغیر، یکی را انتخاب کنند.

دیلما کنشگری فعالانه در برابر واکنش‌گرایی: سازمان‌ها باید تصمیم بگیرند که آیا پیش‌دستانه دستور کار بسازند و مسیر آینده را شکل دهند، یا منتظر فشارها و تحولات بیرونی بمانند و سپس واکنش نشان دهند. هیچ‌یک از این دو موضع به‌تنهایی پایدار نیستند. کنشگری فعالانه، نیازمند پیش‌بینی دقیق و سرمایه‌گذاری در آینده است، در حالی که واکنش‌گرایی، می‌تواند منجر به از دست دادن فرصت‌ها و مواجهه با بحران‌های ناگهانی شود.این دیلماها، در ساختار و منطق عمل سازمان‌های آب ایران نیز حضوری پررنگ دارند. در ایران، منطق پروژه، منطق مسلط است. سدها، شبکه‌ها، انتقال آب و تجهیز منابع، نه تنها ابزارهای فنی، بلکه واحد اصلی معنا و مشروعیت سازمانی هستند. در چنین فضایی، اهدافی مانند پایداری، تاب‌آوری و سازگاری اقلیمی، اگر به یک شیء قابل افتتاح و گزارش تبدیل نشوند، به حاشیه می‌روند. این مسئله، شدت یک‌سویه‌شدن را در ایران افزایش می‌دهد؛ جایی که «هدف» تقریباً به‌طور کامل در «شیء» حل می‌شود.

دیلما ثبات در برابر پاسخ‌گویی، در سازمان‌های آب ایران با پیچیدگی مضاعف تجربه می‌شود. ساختارهای بوروکراتیک، آیین‌نامه‌ها و سلسله‌مراتب اداری، سازمان را به ثبات رویه‌ای گره زده‌اند. در عین حال، شوک‌های اقلیمی، اعتراض‌های اجتماعی و بحران‌های محلی آب شرب یا کشاورزی، نیازمند واکنش‌های سریع و خارج از روال هستند. نتیجه، نه ثبات واقعی است و نه پاسخ‌گویی مؤثر؛ بلکه نوعی واکنش‌گرایی مقطعی که انسجام راهبردی را تضعیف می‌کند.

در مورد کنشگری فعالانه در برابر واکنش‌گرایی، تفاوت‌های نهادی بیشتر از شباهت‌ها خود را نشان می‌دهند. در هلند، حتی واکنش‌گرایی نیز در بستری از تعامل نهادی، گفت‌وگو با ذی‌نفعان و ظرفیت یادگیری رخ می‌دهد. در ایران، اما، محیط بیرونی غالباً به‌عنوان منبع فشار، تهدید یا بحران دیده می‌شود، نه شریک یادگیری. کنشگری فعالانه، اغلب به اعمال اقتدار فنی از بالا تعبیر می‌شود و واکنش‌گرایی، به مدیریت بحران‌های لحظه‌ای فروکاسته می‌گردد.

در این بستر، مفهوم چابکی راهبردی که مطالعه هلندی پیشنهاد می‌کند، برای سازمان‌های آب ایران اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند. چابکی راهبردی در این‌جا، نه افزودن یک واحد جدید یا تدوین یک سند دیگر، بلکه تغییر منطق عمل است: پذیرش این واقعیت که حکمرانی آب، مدیریت تنش‌های دائمی است، نه حذف آن‌ها. چابکی یعنی توانایی حرکت میان پروژه و هدف، میان ثبات و انعطاف، و میان پیش‌دستی و واکنش – بی‌آنکه یکی به‌طور کامل بر دیگری مسلط شود.

نکته کلیدی در تطبیق این تجربه با ایران، آن است که مشکل اصلی، «نبود آگاهی» یا «ضعف دانش فنی» نیست؛ بلکه قفل‌شدگی در شیوه‌های عمل کوتاه‌مدت است. حکمرانی مسائل بلندمدت، بیش از آنکه به برنامه‌های جامع نیاز داشته باشد، به ظرفیت یادگیری در عمل، بازاندیشی مداوم و تصمیم‌های تدریجی نیاز دارد. این دقیقاً همان جایی است که سازمان‌های آب ایران بیشترین فاصله را با الزامات حکمرانی بلندمدت دارند.

در نهایت، تجربه “مدیریت آب در دلتا” در هلند، نه نسخه‌ای قابل کپی، بلکه زبانی تحلیلی برای فهم وضعیت خود ماست. دیلماهایی که این مطالعه هلندی به عنوان یک تجربه عبرت آموز توصیف می‌کند، در ایران نیز حضور دارند؛ با این تفاوت که در ساختارهای متمرکز و پروژه‌محور، کمتر دیده و کمتر به رسمیت شناخته می‌شوند. شاید گام نخست در حکمرانی بهتر بحران آب ایران، نه حل این دیلماها، بلکه دیدن و نام‌گذاری آن‌ها باشد. این آگاهی، می‌تواند بستری را برای تغییر تدریجی در شیوه‌های عمل و حرکت به سوی حکمرانی چابک‌تر و انعطاف‌پذیرتر فراهم آورد.

لینک کوتاه : https://rooydadeab.ir/?p=2846

برچسب ها

ثبت دیدگاه

  1. با سلام و تشکر
    این پدیده ای که در کشور هلند و در خصوص حکمرانی آب به آن اشاره شد تنها متاثر از فعل و انفلات بخش آب نیست.این عمق نگاه را باید یک دستاورد اجتماعی بحساب بیاورید و ویژگی های جامعه ای که در آن شکل گرفته مورد بررسی قرار داده و بدین ترتیب الزامات اجتماعی را در جامعه خودمان برای اصلاح حکمرانی آب شناسایی کنید البته این وضیفه ای که بر دوش همه ماست که در معرض چنین تلاشهای روشنگرانه ای قرار می گیریم.
    با تشکر مجدد