• امروز : شنبه, ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵
0

هفته‌ بهره‌وری و بهینه سازی مصرف، جشنِ برکت نه آمار !

  • کد خبر : 2900
  • 04 خرداد 1405 - 11:28
هفته‌ بهره‌وری و بهینه سازی مصرف، جشنِ برکت نه آمار !

هفته‌ بهره‌وری آمده است. اما مبادا آن را چون قالیچه‌ای تزیینی زیر پایِ جلساتِ تشریفاتی بیندازیم که خاکِ کفشِ بی‌عملی بر چهره‌اش نشیند. نه! بهره‌وری را باید از درونِ کار چید، از همان جایی که برکت می‌روید؛ برکتی که نه با انبوهِ ساعت‌ها و پرونده‌ها، که با فروغِ تمرکز و شیره‌ جانِ کار سنجیده می‌شود.

چه تلخ است که ما این سال‌ها ، گاهی چنان گرد خود را انباشته‌ایم از جلساتِ پیاپی، گزارش‌های بر هم انباشته، و حضورهای فیزیکیِ خشک و خالی، که فراموش کرده‌ایم شاید بشود یک ساعت کارِ عمیق را با ده ساعت حضور قالبی جابه‌جا کرد. این همان معمای دیرینه‌است: کمیت را نشاندن بر تخت ارجمند، و کیفیت را به گوشه‌ی ایوان تبعید کردن ! در حالی که اگر واقعاً به ((بهره)) می‌اندیشیم، نه به ((باری))، باید از خود بپرسیم: برکت در کار کجاست؟ آن برکتی که در ادبیات کهن‌مان جاری است؛ آن جا که سعدی شیرین سخن از ابر و باد و مه و خورشید می‌گوید که همه در کارند تا تو نانی به کف آری و غافل نخوری. یعنی وجودِ جهان، خود، یک شبکه‌ی بهره‌ور است، اما آدمی باید با خرد و حوصله در آن گام بردارد، نه با شتابِ بی‌ثمر.

امروز اما انسان، دیگر آن آدمِ تک‌نشینِ روزهای دیروز نیست. انسان، آنلاین است؛ شبکه‌ای است از خواسته‌ها، اعلان‌ها، پنجره‌های باز، و صداهای بی‌شمار. هوش مصنوعی نیز به میدان آمده تا یا کمکی باشد برای تمرکز، یا مزاحمتی از جنسِ سر و صدای سفید. باید آموخت که فضای مجازی را نه به مثابه‌ باتلاقِ وقت، که چون شاهراهی کوتاه برای رسیدن به عمقِ کار به کار گرفت. دورکاری، اگر با انضباط و اعتماد همراه باشد، نه تنها بهره‌وری را نمی‌کاهد، که تارهای حضورِ فیزیکیِ بی‌معنا را می‌بُرَد و جانِ از دست‌رفته را به کار بازمی‌گرداند. عصرِ حضورِ صِرفِ فیزیکی، عصرِ نشستن بر صندلی از سرِ ناچاری، به سر آمده است؛ آنچه می‌ماند، ((حضورِ مؤثر)) است؛ اثری که با جانِ کار عجین شده…

این نبردِ پنهان، نبردی است میانِ دو جهان‌بینی: جهانی که کار را فقط ابزاری برای تولید می‌بیند (ابزاری سرد و بی‌روح، چون چرخ‌دنده‌های یک ماشینِ خسته)، و جهانی که کار را ((کنشِ معناورزانه)) می‌نگرد؛ جایی که آدمی با همکارانش، با میراثِ فرهنگی‌اش، و با حافظه‌ تاریخی‌اش در گفت‌وگو است. این همان توجه به ((محیط)) است؛ نه محیط فیزیکی صِرف، بلکه محیطِ اندیشه، محیطِ هویت، محیطِ آن کتابخانه‌ی ذهنی که نسخه‌های گرانبهای فرهنگ را در خود نگه می‌دارد. ما وارث نسخه‌هایی هستیم که تنها با خواندن و بازخوانیِ نقادانه زنده می‌مانند. اگر این ((محیطِ معنایی)) را فراموش کنیم، بهره‌وریِ ما بی‌ریشه خواهد بود، مانند نهالی بر ریگ.

و در این میان، یکی از مهم‌ترین عرصه‌های بهره‌وریِ کیفی، نه در کارخانه و اداره، که در جانِ سرزمین جای دارد: بهره‌وریِ آب و انرژی. در سرزمینی که هر قطره‌اش افسانه‌ای از تشنگی و سرسبزی را بازمی‌گوید، اسرافِ آب، بی‌بهرگی از برکتِ حیات است. می‌توان ماشین‌ها را با کمترین سوخت به پیش راند، اما اگر از ارزشِ آبی که از کویر می‌گذرد غافل باشیم، هیچ بهره‌وریِ دیگری ره به جایی نخواهد برد.

پس بیایید این هفته را شروعی بدانیم برای بازتعریف ((کارِ خوب)). کارِ خوب، آن نیست که طولانی‌ترین باشد یا پُرحادثه‌ترین. کارِ خوب آنی است که پس از تمام شدنش، حس کنی برکتی در دلت نشسته؛ انگار که جرعه‌ای آب گوارا در بیابان یافته‌ای. برای رسیدن به چنین کاری، باید گاه دورکاری کرد، گاه با فناوری آشتی کرد، گاه از جلساتِ بی‌حاصل گریخت، و گاه به نسخه‌های کهن ادب و اخلاق برگشت تا معنا را بازیابد.در پناهِ آفریدگارِ خرد و برکت، پویا و سربلند باشید.

لینک کوتاه : https://rooydadeab.ir/?p=2900

برچسب ها